لطایف و ظرایف: لطایفی از استادان زبان و ادبیات فارسی - پایگاه مجلات تخصصی نورSkip to main content
فهرست مقالات

لطایف و ظرایف: لطایفی از استادان زبان و ادبیات فارسی

نویسنده:

(3 صفحه - از 55 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : استادان زبان و ادبیات فارسی ، استاد ، لطایفی از استادان زبان ، نقل ، داستان ، لا ادری ، لطایف و ظرایف ، جلال ، مولوی ، گردونه‌های مرحمتی

خلاصه ماشینی:

"عباسی شهرضا شهامت لا ادری گفتن دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی‌ نقل می‌نمایند که:«من تنها یک تن در بین‌ ادبای اهل فضل و کمال دیدم که هر وقت‌ چیزی نمی‌دانست،فلسفه‌ی«لا ادری»را به کار می‌برد و با لهجه‌ی مخصوص خود می‌گفت:-نمی‌دانم آقا! » نقل از«غروب جلال» چاپ چهارم-صص 82-7 وسعت نظر و احاطه‌ی‌ علمی استاد سعید نفیسی مرحوم استاد نفیسی،استاد جامع الاطرافی بود که به زبانهای: انگلیسی،فرانسه،ایتالیایی،روسی و عربی تسلط کامل داشته‌اند و تنوع آثار آن‌ بزرگوار گواه روشن این مطلب است و کتاب دو جلدی«تاریخ نظم و نثر در ایران‌ و در زبان فارسی»به تنهایی نمودار دریای‌ بیکران دانش اوست و با حضور ذهن و سرمایه‌ای این‌چنین،درهرحال‌ می‌توانسته‌اند گره‌گشای مشکلات‌ علمی-ادبی مشتاقان باشند. » نقل از مجله‌ی آینده- خرداد و تیر 9531-ص 712 مرحوم بودن عیب نیست محمد علی فروغی برای‌ سید محمد علی جمال‌زاده روایت کرده بود که در یکی از جلسات فرهنگستان که‌ صحبت از رواج دادن کلمات زبان پهلوی‌ بود،برادرم-که همیشه به امور دنیا به سادگی تمام و با بی‌توجهی نسبت‌ به عواقب امر نگاه می‌کرد-گفت:«ای آقا! چون نامه بدین جا رسید،به خاطر آمد که صدها سال پیش«سلمان ساوجی»را نیز شتری مرحمت فرمودند و چنین گفت: دادند اشتری دو سه نواب شه مرا شادان شدم از آن‌که مرا چارپا بسی است دیدم ضعیف جانوری مثل عنکبوت گفتم:«کزین متاع مرا در سرا بسی است» پرسیدمش:«چه جانوری؟»گفت:«من شتر» گفتم:«بلای جانی و ما را بلا بسی است» گفتم:«تو گربه‌ای،نه شتر»گفت:«چاره چیست؟ در حیز زمانه شتر گربه‌ها بسی است» منظور از ذکر ابیات فوق این بود که‌ به خاطر خطیر دوست خطور نکند که بدعت‌ «شمردن دندان اسب مرحمتی»را من‌ گذاشته‌ام،بلکه این گناهی است که در شهر شما نیز کنند...."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.