Skip to main content
فهرست مقالات

خدا و جهان در اندیشه ارسطو

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"در ادیان توحیدی، مسأله از این نیز فراتر می‌رود و موجودات گذشته از فقر ذاتی خود، از هر لحاظ مسبوق به عدم هستند و از این جهت وجود آنها ایجاد و آفریده می‌شود(خلق لا من شی‌ء)و چنین خلقتی وابسته به اراده خداست که با کلمه تکوینی«کن»، اشیا را از حضیض نیستی محض-که قابل تصور نیست-به تعالی هستی و تحقق می‌رساند، چنین جهانی، برخلاف آنچه ارسطو می‌اندیشد تابع ضرورت فکری که درباره خود فکر می‌کند، نیست و علی رغم تصور ابن سینا صرفا از علم به اصلح ناشی نمی‌شود، بلکه هستی آن، حدوثا و بقائا تابع اراده‌ای است که به خلق آن تعلق‌ می‌گیرد. در ادامه ارسطو با به خاطر آوردن قاعده کلی خویش درباره احتیاج هر متحرک به محرک و عامل خارجی، این سئوال را مطرح می‌کند که عامل خارجی در حرکتهای مذکور چیست؟ در مورد نوع سوم حرکت یعنی حرکت قسری روشن است که حرکت از عاملی جز او خود موجود نشأت می‌گیرد. ارسطو در انتهای مباحث طبیعیات و در صفحات آخر کتاب فیزیک اشکال پرتابه‌ها را در ارتباط با این بحث مطرح می‌کند«چگونه است که بعضی اشیا، مثل اشیای پرتاب شده، هنگامی که محرک آنها دیگر با آن اشیا در تماس نیست به حرکت خود ادامه می‌دهند؟» (64) خلاصه پاسخ ارسطو این است که محرک نخستین نه تنها حرکت را به متحرک مثلا پرتابه می‌دهد، بلکه حرکت را به شی‌ء دیگری مثلا هوا نیز می‌دهد. (74) به نظر می‌رسد خود ارسطو نیز از پاسخی که در فصل پنجم درباره صورت دوم یعنی حرکت حیوانات بیان کرده خشنود نیست، لذا در فصل بعدی این مطلب را مطرح می‌کند که اصولا علت حرکت حیوان، آتمسفر و چیزهایی مانند غذا که داخل بدن حیوان می‌شود، می‌باشد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.