Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات سردار ظفر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : سردار ، مرتض قلی خان امیر مجاهد ، مرتض قلی خان ، خوزستان مرتض قلی خان ، بختیاری ، خوزستان ، اصفهان ، سردار ظفر ، سردار اقدس ، تلگراف

خلاصه ماشینی:

"حاج خسرو خان بختیاری خاطرات سردار ظفر بختیاریها هیجان سختی کردند و از نظامیان هم خائف بودند طایفه با بادی عالی‌ انور هروز هم دزدی و شرارت را از حد گذرانیده بودند دو نفر از خان زادگان معین‌ شدند از برای تنبیه آنها بروند ایلخانی و ایلبگی چغاخور رفتند حاج آقا عبد الکریم که‌ هم وزیر حکومت و هم وزیر امیر حسینخان بود بمرکز حکومتی رفت من هم آنچه خواهش از امیر جنگ برای بعضی از کدخدایان کردم نیذیرفت من هم بیمار بودم رفتم کوه باباحیدر سرا پرده زدم خانه نصره الله خان طبیب آوردند مشغول معالجه شدم درین هنگام خبر آوردند که امیر لشکر جنوب محمود آقاخان با دو هزار نظامی می‌آیند چهار محال آنچه خوانین‌ کوشش کردند که نیایند نپذیرفتند وارد قهفرخ شدند بختیاریهایی که در تنگ‌گزی بودند به‌ هیجان آمده ما عده زیادی برای قهفرخ و جلوگیری از نظامیان حرکت کردند پیشرو طایفه‌ راکی بودند پس آنها بختیاروند در قفای آنها با بادیها نامه هم می‌خواستند چغاخور بنویسند که آنها هم حرکت کنند و میان دهکده قهفرخ سرراه به نظامیان بگیرند وقتی که‌ من در بابا حیدر شنیدم دیدم کار خطرناک بدعاقبتی است کس فرستادم سر راه آنها که‌ مبادا بدین کار زشت اقدام کنید و از اینجا که هستید قدمی بیشتر نهید که این خیال شما بختیاریرا در خطری بزرگ خواهد انداخت و از هیمنجا بخانه‌های خود بازگردیده فرستاده‌ من که رسید دانستند که من مایل باین کار نیستم در همانجا بماندند و آقا محمد حسین راکی‌ را که از همه سال‌خوردتر بود بنزد من فرستادند چون آمد ویرا ینددادم و از پایان کار آگاهانیدم بارد و بازگشته همه را بازگردانید و هریک بخانه خود رفتند خوانین که در چغاخور بودند از این قضیه آگاه بنودند نظامیان هم در قهفرخ اردو زدند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.