Skip to main content
فهرست مقالات

یادهایی از تهران سالهای 1330

نویسنده:

(6 صفحه - از 157 تا 162)

کلید واژه های ماشینی : سینما ، کوچهء کمیلی ، سر کوچهء کمیلی به خیابان ، حمام ، دختر ، خیابان ، مادر ، عکس ، اوایل کوچهء کمیلی ، عبد الله کوثری

خلاصه ماشینی:

"در سر بینهء حمام عمومی لخت می‌شدیم،لنگ می‌بستیم و رخت‌هامان را می‌پیچیدیم و در دولا بچه‌های‌ باریک می‌گذاشتیم و هربار این شعر را،درست یا غلط،می‌خواندیم: هرکه دارد امانتی موجود بسپارد به بنده وقت ورود نسپارد اگر شود مفقود بنده مسئول آن نخواهم بود پیش از ما همیشه چند نفری بودند. و ما چه خجالتی می‌کشیدیم وقتی او لنگمان را باز کرد و به سمت چپ‌ می‌انداخت تا پای راست را تا بالا کیسه بکشد و بعد با تکرار همان عمل نوبت پای چپ بود و خجلت دوبارهء ما که بی‌اختیار دست به پیش می‌بردیم. و این شوکولاتها چنان بود که‌ می‌بایست با مهارت در فضای خالی دهان می‌گرداندیش،چون اگر لحظه‌ای غفلت می‌کردی و میان دندانها گیر می‌کرد،بیرون کشیدنش با زبان کم‌وبیش ناممکن بود و ناچار بودی از چند انگشت دست کمک بگیری و در همان حال چشم به پردهء سینما داشته باشی."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.