Skip to main content
فهرست مقالات

حضوری دیگر برای آنکه رفت

معرف:

کلید واژه های ماشینی : مرگ ، شاهنامه ، شاهرخ ، صبور ، کتاب ، شاهرخ مس‌کوب حرف ، ایران ، انسان ، فرهنگ ، ترجمه

خلاصه ماشینی:

"انسان درگذر سالیان عمر به جایی می‌رسد که تنها و تنها باید بنشیند و سفر بی‌بازگشت کسانی را که برایش عزیز و ارجمند بوده‌اند و اصولا تصور دنیا بی‌حضور ایشان برایش ناممکن بوده نظاره کند و بی‌آنکه کاری از دستش برآید شاهد آن باشد که‌ مرگ تکه‌تکه از وجود او می‌کند و با خود می‌برد تا زمانی که نوبت خودش برسد و آن وقت‌ دیگر چیزی از این وجود بر جا نمانده. از همان اوایل دههء 1340 که ترجمه خوشه‌های خشم و تراژدی‌های یونان را خواندم تا چند سال بعد که مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار و سوگ سیاوش‌ مرا با ابعاد شگفت شاهنامه آشنا کرد-و در واقع بعد از آن بود که خواندن واقعی شاهنامه را آغاز کردم-و باز بعدتر آن‌گاه که کتاب‌های اخیرش را درباره زبان و فرهنگ و تاریخ ایران مطالعه‌ کردم. پس‌ من در این ساعت سوگ به راستی باید دریغاگوی این فرهنگ و این قوم باشم نه دریغا گوی آن‌ مرد که با همه دشواری‌ها که پیش رو داشت کار خود کرد و رفت،هر چند که کاری بس بیشتر در توانش بود."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)