Skip to main content
فهرست مقالات

آزادی معنوی در اسلام

نویسنده:

(19 صفحه - از 26 تا 44)

کلید واژه های ماشینی : توحید ، انسان ، خدا ، آزادی معنوی ، اسلام آزادی اجتماعی بدون آزادی ، آزادی معنوی در اسلام ، حق ، آزادی اخلاقی و معنوی ، غرایز ، عقل

در اسلام آزادی اجتماعی بدون آزادی اخلاقی و معنوی میسر نیست؛ اسلام پس از آن که، آزادی را یک حق مسلم و یک موهبت الهی برای همه می‌داند، آزادی از هوا و هوس را مهمتر از هر آزادی دیگر می‌داند؛ زیرا حیات روح، مهمتر از حیات جسم و تن است. پیامبران نیز منادیان آزادی از اسارتهای درون و بیرون هستند و با آمدن آنان غل و زنجیرهای زمین‌گیر کننده از گردن آدمی برداشته می‌شود، استعدادهایش شکوفا و به سوی کمال و معنویت پیش می‌رود. این مقاله، مبنای آزادی معنوی را اعتقاد به توحید، نبوت، معاد و کرامت انسانی شمرده و توحید را مبنای تخلق به اخلاق الله می‌داند. بر اساس آموزه‌های وحیانی، انسان موحد تن به عبودیت غیر نمی‌دهد و هیچ‌گاه برده و اسیر دیگران نمی‌شود و در همه حال سعی دارد خود را از بند طواغیت درون و بیرون برهاند، اما در برابر این آموزه‌های انسان‌ساز، انسان‌شناسی غربی، جوهره و ماهیت انسان را، استعدادها و غرایز دنیوی او دانسته و حتی عقلانیت و تجربه را دو ابزار برای رسیدن به خواسته‌ها و امیال آنان می‌شمارد و نتیجه این روند جز آزادی مطلق و غریزه محوری نمی‌تواند باشد.

خلاصه ماشینی:

"بر اساس آموزه‌های وحیانی، انسان موحد تن به عبودیت غیر نمی‌دهد و هیچ‌گاه برده و اسیر دیگران نمی‌شود و در همه حال سعی دارد خود را از بند طواغیت درون و بیرون برهاند، اما در برابر این آموزه‌های انسان‌ساز، انسان‌شناسی غربی، جوهره و ماهیت انسان را، استعدادها و غرایز دنیوی او دانسته و حتی عقلانیت و تجربه را دو ابزار برای رسیدن به خواسته‌ها و امیال آنان می‌شمارد و نتیجه این روند جز آزادی مطلق و غریزه محوری نمی‌تواند باشد. آنچه از قرآن کریم درباره عبادت انسانها بر می‌آید، این است که کاملترین و برجسته‌ترین وصف برای انسان، همان است که او، بنده خداوند باشد؛ زیرا انسان و سایر موجودات، مخلوق خدایند و هر موجود مخلوقی، عبد خالق خود می‌باشد و عقل به این عبودیت حکم می‌کند؛ خداوند، وقتی می‌خواهد عبادت الهی را در قرآن طرح کند، براهین عقلی بر آن اقامه می‌کند و خطابش به «اولی الالباب» و «ذوی العقول» است. توحید کامل آن است که انسان تنها خدا را مطاع، قبله، جهت حرکت و ایده‌آل خود قرار دهد و هر مطاع و قبله دیگر را طرد کند، چنان که ابراهیم علیه‌السلام فرمود: «وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الأرض حنیفا و ما أنا من المشرکین» (3) خداوند به بالاترین اسوه اخلاقی بشر حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین تعلیم می‌دهد: «قل إن صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» (4) این آیه برای همه ابعاد زندگی رهنمود دارد و می‌آموزد که تمام تلاشها از جمله اعمال اخلاقی باید جهت الهی داشته باشند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.