Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی وجود اشتراک و افتراق داستان های کوتاه آنتوان چخوف و صادق هدایت

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (18 صفحه - از 313 تا 330)

کلیدواژه ها :

هدایت ،درونمایه ،ساختار ،چخوف ،داستان کوتاه

کلید واژه های ماشینی : چخوف ، داستان ، داستان کوتاه ، هدایت ، صادق هدایت ، هنر ، نویسندگی ، کوتاه آنتوان چخوف ، لحن ، می‌توان چخوف

صادق هدایت در ایران و آنتوان چخوف در جهان بنیادهای داستان کوتاه را دگرگون کردند.در واقع همان‌طور که‌ دنیای داستان‌نویسی مدیون کشف و شهودهای چخوف است،داستان‌نویسی ایران مدیون بدعت‌های نبوغ‌آمیز صادق هدایت می‌باشد.هرچند هدایت پیرو کامل شیوه نویسندگی چخوف نبوده است و از این نظر وجوه افتراقی‌ میان کار دو نفر وجود دارد،با این حال وجوه تشابه قابل توجهی نیز هست که متأسفانه تاکنون کمتر به آن‌ها پرداخته شده است.وجوه تشابهی که خصوصا در هنر استفاده از تصاویر برای تعمیق موضوع و باورمند کردن آن، نهفته است.در این طرح وجوه تشابه و تفاوت داستان‌های برگزیده و برجسته این دو نویسنده به‌ویژه از جنبه‌ ساختاری و درونمایه‌ای مورد مقایسه قرار می‌گیرند.

خلاصه ماشینی:

"هرچند هدایت پیرو کامل شیوه نویسندگی چخوف نبوده است و از این نظر وجوه افتراقی‌ میان کار دو نفر وجود دارد،با این حال وجوه تشابه قابل توجهی نیز هست که متأسفانه تاکنون کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. هرچند هدایت در نثرنویسی تا حد زیادی از فرانسویان گرته‌برداری کرده است و نوع نگرش و نگارش افرادی مانند رابله و سارتر در داستان‌های او مشهود است،با این حال واقع‌گرایی در توصیفات و دقت در گزارشگری به همراه ته مایهء طنز و آن هم برگرفته از ذوق درونی شخص او،می‌تواند ریشه در آموخته‌های او از داستان‌های چخوف داشته باشد. در واقع تکیه او بر تخیل اندک بوده است؛ولی هدایت‌ داستان‌هایی مانند شب‌های ورامین را براساس تکیه بر تخیل نگاشته است واین است که به‌ مرزهایی رفته که البته قابل تجربه نیسند و این است که در توصیف آن‌ها از فضاهای گوتیک‌ خاص خود استفاده کرده که البته چه خوب و چه بد با کار چخوف نمی‌خواند. برخی داستان‌های چخوف از نظر استفاده از لحن‌های خاص مانند لحن نزدیک به مردم‌ کوچه و بازار(زندگی من)و یا لحن کاملا کوچه و بازاری(بوقلمون)و یا لحن کودکانه‌ (سرزمین یخبندان)،مقداری از دیگر داستان‌ها فاصله می‌گیرند،ولی شمار این داستان‌ها اندک است و البته چنانکه ذکر گردید بیشتر مربوط به دوران جوانی نویسنده هستند. به این ترتیب، اگر هدف یک مقایسهء کلی و بدون تجزیه و تحلیل کافی باشد می‌توان ادعا کرد که در آن‌ گونه گفت‌وگونویسی که به اقشار به اصطلاح مرفه و روشنفکر جامعه بازمی‌گردد،چخوف، حد اقل از نظر رعایت ظرایف هنری گفتگونویسی برجسته‌تر کار کرده است؛ولی هنگامی که‌ پای گرته‌برداری از طبقات پایین جامعه مطرح می‌شود،دیالوگ‌های هدایت،با همه انحنا و اعوجاجهایی که شاید یک منتقد ساختاری باریک‌بین بر آن‌ها مترتب بداند،به مراتب بر دیالوگ‌های-حتی تراش‌خوردهء-چخوف رجحان دارند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.