Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو با کارلوس فوئنتس

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : رمان ، امریکای لاتین ، مکزیک ، ادبیات ، ادبیات امریکای لاتین ، رمان مدرن ، فکر ، امریکای لاتین به امریکای لاتین ، فاکتر ، زبان

خلاصه ماشینی:

"جان کینگ* (به تصویر صفحه مراجعه شود) می‌توانید دربارهء علاقهء پایدارتان به فرهنگ امریکای شمالی صحبت کنید؟بین شمال و جنوب تا چه حد ارتباط وجود دارد؟ فکر می‌کنم رابطهء متقابل میان ادبیات امریکای انگلیسی و امریکای ایبریائی امروز بسیار بیشتر از روزگار کودکی من است. ممکن‌ است در این مورد توضیحی بدهید؟ فکر می‌کنم رمان اساسا نوعی‌[ژانری‌]*بدون نوع است،نمی‌تواند در نوعی گنجانده شود، چون چندان که تثبیت شد،متحجر می‌شود و دیگر نوع تغییرپذیر انواع یا دیالوگ انواع نخواهد بود. فکر می‌کنم سروانتس رمان مدرن را آغاز کرد و جویس،به گونه‌ای،آن را به پایان رساند و بدین ترتیب‌ این دو در جایی که دایره بسته می‌شود به هم می‌پیوندند،و این‌جا همان نقد خواندن تک‌معنایی، مدرسی و مشروع دنیا در مورد سروانتس و نقد نوشتن صرفا تک‌بعدی،پوزیتیویستی، ناتورالیستی و رئالیستی دنیا در مورد جویس است. پس فکر می‌کنم فاکتر درسی اساسی دربارهء استفادهء امروزی از زبان‌ باروک داشته و دارد،و این فقط درسی صوری نیست،درس تاریخی عمیقی است دربارهء این‌که‌ چگونه با شکست روبرو شویم،امکان تراژدی در تاریخ را بپذیریم،و نیز درسی عمیق در ادبیات‌ است یعنی کشف رمان از طریق رمان،کشف داستان با روایت کردن داستان و کشف شخصیت‌ها از طریق اجازه دادن به آنها تا عمل کنند،و فکر می‌کنم این همه تأثیری ژرف بر ادبیات امریکای‌ لاتین داشته. به یاری این‌ تجربه‌هاست که ما می‌توانیم در مکزیک رمان مدرن بنویسیم،و می‌توانیم رمانی دربارهء شهر مکزیکی بنویسم،و این چیزی است که نسل من آغاز کرده و نسل جوانتر،یعنی نویسندگانی‌ چون سائینز،زاپاتا و ماریا لوئیزاپوگا که همه نویسندگان شهری هستند،ادامه داده‌اند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)