Skip to main content
فهرست مقالات

مطالعه تطبیقی - تاریخی رابطه ساختار سیاسی با توسعه اقتصادی (ایران، چین و ژاپن 1920 - 1800)

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (49 صفحه - از 3 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : ژاپن ، سیاسی ، چین ، نخبگان ، انقلاب ، ساختار سیاسی ، ایران ، ادغام ، قدرت ، حکومت

مورد مطالعه از سال های 1800 ـ 1920 را دربر می گیرد. سه رویداد مهم در این بررسیانقلاب میجی (1868)، انقلاب مشروطه (1905) و انقلاب 1911 چین می باشد در این پژوهش دو نوع ساختار سیاسی عمده از هم تمیز دادهشده اند:یکی«پاتریمونیالیزم» درمورد ایران و چین و دیگری «فئودالیزم» در مورد ژاپن. اولی مخل پیشرفت اقتصادی تشخیص داده شد، در حالی که دومی در ژاپن مانع تحولات اقتصادی نشد. در بررسی نقش نظام جهانی از دو مفهوم ادغام سیاسی و ادغام اقتصادی استفاده گردید. و در بررسی وفاق نخبگان، نخبگان در چهارگروه: نخبگان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مد نظر قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد وجود ساختار سیاسی فئودالی در جامعه ژاپن قبل از انقلاب میجی، امکان شکل گیری طبقات مختلف را به وجود آورد در نتیجه در هنگام برخورد این جامعه با نظام جهانی یکی از طبقات بالا (سامورایی ها) از بدنه قدرت جدا شده و نوسازی را آغاز ساختند در مقابل ساختار پاتریمونیالی قدرت در ایران و چین اجازه شکل گیری هیچ طبقه یکدست و متحد را نداد. در نتیجه در قرن 19 با برخورد این دو جامعه با نظام جهانی و با ضعف ساختار متمرکز قدرت تمام گروه های مختلف با خواسته های متفاوت وارد عرصه عمومی جامعه شدند. در نتیجه دو انقلاب مشروطه و 1911 چین به آشوب و بی نظمی منجر شد.

خلاصه ماشینی:

"یافته‌ها نشان می‌دهد وجود ساختار سیاسی فئودالی در جامعهء ژاپن قبل از انقلاب میجی، امکان شکل‌گیری طبقات مختلف را به وجود آورد در نتیجه در هنگام برخورد این‌جامعه با نظام جهانی یکی از طبقات بالا(سامورایی‌ها)از بدنهء قدرت جدا شده و نوسازی را آغاز ساختند در مقابل ساختار پاتریمونیالی قدرت در ایران و چین اجازهء شکل‌گیری هیچ طبقه‌ یکدست و متحد را نداد. تجار در اواخر حکومت توکوگاوا یکی دیگر از گروه‌های جامعه بودند ولی به‌ اعتقاد اسمیت این گروه به طرز حیرت‌آوری انقلابی نبودند زیرا باوجود تعداد شهرهای بزرگ و سطح سواد بالا در شهرها تضاد و کینه بین آن‌ها و طبقهء اشراف جدی نبود(اسمیت،5731: 03؛4002 Okazaki, ؛5002 Abe, ). نخبگان در ابتدای انقلاب مشروطه در آغاز انقلاب مشروطه گروه نخبگانی که در جامعه حاضر بودند به شرح زیر است:شاه و درباریان،تجار و زمین‌داران،روحانیون و روشنفکران،اغلب درگیر مسایل انقلاب بودند،پس‌ می‌توان ترکیب نخبگان را به صورت زیر بیان کرد: ترکیب نخبگان‌ در ابعاد چهارگانه‌ (ایران قرن 91)اقتصادی:تجار و زمین‌داران و دربار سیاسی:شاه و سران قبایل اجتماعی:روحانیون فرهنگی:روشنفکران و روحانیون شاه وگروه درباریان اصولا دوبار همراهی خود را با نوسازی نشان دادند که هردوبار با شکست مواجه شد. در ابتدای قرن 91 در چین هیچ طبقه‌ای یک دست وجود نداشت که خواهان برکناری امپراتور باشد و از بدنه جدا شود و به امر نوسازی بپردازد بلکه تمامی گروه‌های اجتماعی(هر گروه باتوجه به منافع خود) خواهان تغییر سیستم سیاسی و اصلاحات بود."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)