Skip to main content
فهرست مقالات

گور بهرام گور

نویسنده:

(17 صفحه - از 147 تا 163)

کلید واژه های ماشینی : گور ، گور بهرام گور ، شاه ، شاهنامه ، روایت ، فردوسی ، داستان ، غار ، دای ، باتلاق

خلاصه ماشینی:

"در هر حال،بهرام واپسین سالهای‌ عمر را به دادگری دست می‌گشاید و در تأمین آسایش مردم می‌کوشد و آنچه به عنوان‌ خراج از ایشان می‌ستاند خرج رفاه و گشایش زندگی خود آنان می‌کند تا بدان جای که‌ به استانهای کشورنامه می‌نویسد و از مردم می‌خواهد که کمبودها و نارساییهای زندگی‌ خود را به پادشاه بنویسند: بیامدش پاسخ ز هر کشوری‌ ز هر نامداری و هر مهتری‌ که آباد بینیم روی زمین‌ به هر جای پیوسته شد آفرین‌ مگر مرد درویش کز شهریار بنالد همی از بد روزگار که چون می گسارد توانگر همی‌ به سر بر ز گل دارد افسر همی‌ به آواز رامشگران می‌خورد توانگر همانا ندارد خرد!4 شاه بیدار از آن نامه بخندید و برای آن‌که درویشان نیز در بزم میگساری خویش‌ رامشگر در اختیار داشته باشند: به نزدیک شنگل فرستاد کس‌ چنین گفت کای شاه فریاد رس‌ از آن لوریان برگزین ده هزار نر و ماده بر زخم بربط سوار به ایران فرستش که رامشگری‌ کند پیش هر کهتری بهتری چو بر خواند آن نامه شنگل تمام‌ گزین کرد زان لوریان بنام‌ به ایران فرستاد نزدیک شاه‌ چنان کان بود در خور نیکخواه‌4 و این قدیم‌ترین اشاره‌ای است که به موطن لولیان(همانا که امروز آنان را کولی‌ نامند)و مهاجرت ایشان در تاریخ شده است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)