Skip to main content
فهرست مقالات

داستان عوامانه هفت پیکر بهرام گور

نویسنده:

(24 صفحه - از 684 تا 707)

کلید واژه های ماشینی : داستان ، داستان عوامانه هفت‌پیکر بهرام گور ، هفت‌پیکر ، داستان عوامانهء هفت‌پیکر بهرام گور ، شاه ، دختر ، پادشاه ، ماهان ، پیکر بهرام گور ، کتاب

خلاصه ماشینی:

"اصل این صحنه در هفت پیکر بیش از 18 بیت نیست: اولین دختر ازنژاد کیان‌ بود لیکن پدر شده ز میان‌ خواستش با هزار خواسته بیش‌ گوهری یافت هم ز گوهر خویش‌ پس به خاقان روانه کرد برید برخی از مهر و برخی از تهدید دخترش خواست با خزانه و تاج‌ برسر هردو هفت ساله خراج‌ داد خاقان خراج و دختر و چیز حمل دینار و گنج گوهر نیز وانگهی ترکتاز کرد به روم‌ درفکند آتشی در آن بر و بوم‌ قیصر از بیم برنزد نفسی‌ دخترش داد و عذر خواست بسی‌ کس فرستاد سوی مغرب شاه‌ با زر مغربی و افسر و گاه‌ دخت او نیز در کنار آورد زیرکی بین که چون بکار آورد چون سهی سرو برد از آن بستان‌ رفت از آن‌جا به ملک هندستان‌ دختر رای را به عقل و به رای‌ خواست و آورد کام خویش بجای‌ قاصدش رفت و خواست از خوارزم‌ دختر خوبروی در خور بزم‌ همچنان نامه کرد بر سقلاب‌ خواست زیبا رخی چو قطرهء آب‌ چون ز کشور خدای هفت اقلیم‌ هفت لعبت ستد چو در یتیم‌ از جهان دل به شادمانی داد داد عیش خوش و جوانی داد11 در هفت پیکر منثور شرح این چند بیت،بیست و دو صفحه(از 68 تا 98)را گرفته‌ است و برای آن‌که نمونه‌ای از این تفصیل بدست داده شود،آنچه را که در هفت پیکر در شرح خواستگاری دختر خاقان چین در سه بیت سروده شده،از آن کتاب نقل می‌کنیم: بعد از آن‌که بهرام نظم و تمشیت مملکت و ولایت را داد امر نمود نامه‌ای‌ بدین مضمون به پادشاه چین بنویسند که بعد از حمد و ثنای الهی بدان و آگاه باش چنانچه اگر من در خواب غفلت بودم و لیکن بخت من بیدار بوده‌ و دلیلی هم بالاتر از این نمی‌شود..."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.