Skip to main content
فهرست مقالات

چند نکته از زبان فارسی و زبان عربی

نویسنده:

ISC (16 صفحه - از 47 تا 62)

کلیدواژه ها :

مترادف ،زبان عربی اشتقاقی و قالبی ،زبان فارسی ترکیبی ،کلمات‌ عربی الاصل ،میکروفون-صدابر ،کابل-بافه ،بروشور-دفترک ،اف‌اف-در بازکن ،صفات فراوان موجود در کلمه ،مجمع اللغة العربیه

کلید واژه های ماشینی : ترادف ، زبان فارسی ، زبان ، زبان عربی ، زبان فارسی و زبان عربی ، اخلاقیات ، مترادف ، ترکیب ، زبان عربی معنی و مفهومی ، ترادف در زبان عربی

توجه بوده است.برخی منکر ترادف هستند و گروهی نیز به مترادف اعتقاد دارند. مسئلهء«ترادف»از قرون اولیهء هجری مورد بحث محققان بوده است و در دوران‌ معاصر نیز از مسائل بحث‌انگیز شد و سرانجام اینکه در«مجمع اللغة العربیه» قاهره دربارهء مترادف‌ها بحث و در پایان چنین اظهارنظر شد که ما مسلمانان، برای بسیاری از مسائل،قرآن مجید را ملاک قرار می‌دهیم و در مسائل مختلف‌ به قرآن مراجعه می‌کنیم؛چه خوب است که در این مسئله هم ملاک و میزان ما کتاب خدا باشد.و چنین شد که به قرآن مراجعه شد و در نهایت نتیجه گرفتند که‌ مترادف در زبان عربی معنی و مفهومی ندارد،بلکه هر لفظ مفهوم خاصی دارد و ممکن نیست که لفظ دیگری جای آن را بگیرد.در بخش نخست مقالهء حاضر به تفاوت‌های عمدهء زبان فارسی و عربی اشاره و چند تفاوت مهم میان دو زبان،بیان شده است.آنگاه دربارهء اینکه زبان عربی‌ اشتقاقی و قالبی و زبان فارسی ترکیبی است بحث شده است.سپس استعمال و کاربرد گوناگون یک کلمهء فارسی را بیان کرده‌ایم و در این‌باره نمونه‌های فراوانی‌ جسته‌ایم.در مرحلهء بعد تعدادی از کلمه‌هایی که ریشهء عربی دارند و عرب‌زبانان به شیوهء دیگری به کار می‌برند،بررسی شده است.به عنوان مثال، عرب‌زبانان در مورد ترکیب«وخامت اوضاع»،واژهء«خطوره الموقف»را به کار می‌برند.پس از آن به این مسئله اشاره شده است که چنانچه ما نتوانیم واژه و ترکیب جدیدی در برابر برخی از کلمات بیگانه‌ای که در زبان فارسی رواج یافته‌ است و همگان با آنها آشنا هستند قرار دهیم-واژه‌ها و ترکیب‌هایی که‌ دربردارندهء همان مفاد باشد-باید واژه و ترکیب قبلی را که قابل فهم همگان‌ است،به کار ببریم.مثلا مردم با میکروفون بهتر آشنا هستند تا کلمهء معادل آن‌ «صدابر».پرواضح است که ورود چند کلمهء بیگانه را به زبان فارسی نمی‌توان‌ هجوم فرهنگی بیگانگان دانست؛بلکه هجوم فرهنگی آنگاه است که اخلاقیات ما را به ابتذا بکشانند و پشتوانهء اخلاقی را تهدید کنند. بحث پایانی مقالهء حاضر،موضوع«مترادف»در کلمات است که از دیرباز مورد

خلاصه ماشینی:

"برای نمونه،چند کلمه و ترکیب و اصطلاح را ذکر می‌کنیم تا معلوم شود فارسی‌زبانان کلمه‌های عربی الاصل را چگونه به کار می‌برند و خود عرب‌زبانان چگونه از آن استفاده می‌کنند: فارسی‌زبانان می‌گویند:عرب‌زبانان می‌گویند: واردات و صادرات مستوردات و تصدیرات واحدهای امدادی وحدات الإمداد وجدان راحت مرتاح الضمیر وخامت اوضاع خطورة الموقف وخامت اوضاع اقتصادی سوء الحالة الإقتصادیة ورود مجانی الدخول مجانا وسائل شخصی امتعه شخصیته وسائل نقلیهء عمومی وسائط نقلیة العامة وضع فوق العاده حالة الطواری هجوم علنی هجوم سافر هیئت قوهء مقننه وفد السلطة التشریعیة ذوب فلزات صهر الفلزات مجلس مجلل حفل رائع تبریکات اصدق التهانی،اخلص النهانی صدمه روحی صدمة نفسیه طرح‌های دولت مشاریع الحکومة عکس صورة عکاس مصور-مصورانی غذای اضافی المتبعی من الاکل-الفاضل من الطعام قانون عرضه و تقاضا قانون العرض و الطلب دفتر ازدواج مکتب المأذون قمر مصنوعی القمر الصناعی قوه مجریه السلطة التنفیذیة قیام ملت انتفاضة الشعب انقلاب سیاسی انتفاضة سیاسیة-حرکة سیاسیة تمایلات سیاسی الاتجاهات السیاسیة مبارزهء تبلیغاتی حملة الدعایة تحریم اقتصادی الحصار الإقتصادی مدرک تحصیلی موهلات العلمیة استعفای دولت استقالة الحکومة استیضاح دولت استجواب الحکومة اشغال نظامی احتلال العسکری اصلاح قانون استخدام تعدیل قانون التوظیف اعتصاب عمومی اضراب عام اعلامیهء دولت بلاغ حکومی اموال دولتی مملکات الحکومة انتظار خدمت الایقاف عن العمل مجلس معارفه حفل التعارف مسابقات مباریات اتصالی برق ماس کهربائی اختلافات مسلکی الخلافات العقائدیة ادارهء اعزام محصل إدارة شؤون البعثات ادارهء نظام وظیفه ادارة التجنید ترمیم کابینه تعدیل الحکومة ادارات دولتی المصالح الحکومیة-الدوائر الحکومیة هیئت حسن نیت بعثة الصداقة ملاقات المقابله خلع ید انتزاع المسوولیة تحکیم روابط تدعیم العلاقات-توطید الصلات‌ -توثیق الصلات به این ترتیب،زبان فارسی دارای وسعت ویژه‌ای است و گنجایش دگرگونی در آن‌ فراوان است. 3 طرفداران اصل«ترادف»معتقدند که کلمه‌های مترادف به واژگان زبان غنا می‌بخشند و اختلاف الفاظ و وجود چند کلمه برای یک معنی و مفهوم واحد،سبب می‌شود که بهتر به دل بنشینند و در نتیجهء استفاده از هریک از آنها در جای مناسب،مفهوم‌ بهتری در اذهان رسوخ کند و این نظریه از همان قرون اولیه طرفدارانی داشته است و این‌ گروه نظریات خود را در کتاب‌های مختلف ثبت کرده‌اند؛به عنوان مثال،در قرن دوم‌ هجری ابو مسحل الأعرابی کتاب النوادر را نوشت و ابن سکیت در قرن سوم هجری در کتاب الالفاظ نظریات خود را به رشتهء تحریر درآورد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)