Skip to main content
فهرست مقالات

پر پرواز نداشتم

مصاحبه شونده:

کلید واژه های ماشینی : پرویزپور ، خرمشهر ، شهر ، کیهان فرهنگی ، جنگ ، کتاب ، عراقی‌ها ، خانواده‌ها ، خانم حسینی ، فیلم

خلاصه ماشینی:

"کیهان فرهنگی:جز شما و خانم زهرا حسینی‌ چه‌کسانی دست‌اندرکار دفن شهدا بودند؟ پرویزپور:کمتر کسی توان روحی آن را داشت که‌ در آن شرایط بتواند آنجا بیاید. کیهان فرهنگی:با معضل کمبودهایتان چگونه‌ برخورد می‌کردید؟ پرویزپور:ابتدا شهرداری کمک‌هایی می‌کرد و به‌ ما کفن می‌داد،ولی روزهای بعد دیگر نداشت. کیهان فرهنگی:خانم زهرا حسینی پس از دیدن‌ جنازه پدر چه‌واکنشی داشت؟ پرویزپور:او حتی در آن شرایط سعی می‌کرد خانواده را سرپرستی کند. کیهان فرهنگی:کار دفن شهدا در جنت‌آباد تا چند روز بعد از شروع جنگ ادامه داشت؟ پرویزپور:قبرستان معمولا زیر آتش عراقی‌ها بود اما دفن شهدا صورت می‌گرفت. کیهان فرهنگی:بعد از این‌که خانواده‌ها از شهر خارج شده بودند،شناسایی شهدا را چگونه‌ انجام می‌دادید؟ پرویزپور:من همیشه نگران عدم شناسایی شهدا بودم و این برایم مشغله ذهنی بزرگی شده بود. کیهان فرهنگی:هنگاه شهادت سید علی هم با او بودید؟ پرویزپور:خیر،یک‌روز صبح متوجه شدیم که‌ سید علی حسینی شهید شده است. کیهان فرهنگی:بعد از آزادی خرمشهر تا چه‌سالی‌ آنجا بودید؟ پرویزپور:تا سال 26 و 36 خرمشهر بودم با هماهنگی وزارت کشور،قرارگاه مهندسی خاتم و ستاد پشتیبانی جنوب،یک‌تشکیلات آتش‌نشانی‌ برای خرمشهر ایجاد کردیم. آن گلوله‌ای که یک‌ متر بیشتر با من فاصله نداشت،باید مرا تکه‌تکه‌ می‌کرد اما فقط چند تا ترکش به من خورد ولی خدا بیامرز اسماعیل که به کف زمین چسبیده بود شهید شد. لوله‌ها را تا آبادان و خرمشهر بردند ولی بعد گفتند که این لوله‌ها آلوده به‌ فاضلاب است و اجازه استفاده از آنها داده نشد. این برایم خیلی جالب‌ بود که خانم حسینی در جایی از کتاب یادآورشده که‌ آقای پرویزپور را در دفتر دیدم درحالی‌که عینکی‌ زده بود که یک‌جا،دودی بود و یک‌جای دیگر، روشن."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.