Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی ناتمام «دا» زهره! می خوام برم اتاق جنگ

ناقد:

کلید واژه های ماشینی : خاطره ، راوی ، کتاب ، زن ، خانواده ، قهرمان ، روایت ، روح ، ایمان ، اتاق جنگ

خلاصه ماشینی:

"اما مستندات با شناسنامه آشکارا نشان‌ می‌دهد،این انسان-این دختر با روح بزرگ- چگونه قادر است از بلاهای سخت،سپر مقاومت‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) بسازد و از شکست کشتی روحش در اواج اقیانوس‌ توفان‌خیز و در لحظه آخر غرق شدن،جلو گیرد و سکان هدایت روح و جسمش را به سوی موج‌های‌ سهمگین‌تر هدایت کند،و به نجات دیگران بیش از خویش بیاندیشد و اول داوطلب حضور در گردنه‌های سخت و تند و گرداب‌های بلعنده باشد. اما در غیر خانواده یک‌نمونه را یادآوری می‌کند: این واقعه پس از آن اتفاق می‌افتد که راوی در حال‌ فاصله گرفتن از قبر برادرش در جنت‌آباد است که‌ چند دقیقه پیش با دست خودش و به فاصله فقط چند روز(شهادت پدر روز 5 مهر و شهادت برادر 11 مهر)از شهادت پدر برادرش را در دل خاک‌ می‌گذارد:«بلند که شدم راه بیفتم،یک‌وانت سر رسید. 4-آن‌چه بر بار صادقانه و تراژیک روایت‌ می‌افزاید،عدم اکتفای صرف به وقایع بیرونی است‌ که راوی-قهرمان با اکثر قریب به اتفاق آنها به نوعی‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) درگیر بوده و دستی به صورت مستقیم و غیر مستقیم‌ -حد اقل در بخشی از آنها-داشته است،بلکه راوی‌ به زیبایی تمام قادر بوده است در جاهای عموما لازم‌ و حس‌گذار،واگویه(تک‌گویی درونی)داشته‌ باشد،آرزو بکند،به برآورد آینده بپردازد،با خویش،محیط،اطرافیان تعامل داشته باشد و در جاهایی به جدال درونی و بیرونی برخیزد،صلح کند یا کوتاه بیاید. به‌طور کلی‌ می‌توان گفت؛کتاب«دا»خاطره‌ای است که در دل‌ خود ناخودآگاه بار داستانی قوی را پرورش داده و به همین دلیل در برخی از اظهارنظرها از این کتاب به‌ عنوان«رمان»یاد کرده‌اند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.