Skip to main content
فهرست مقالات

فرایند نقد اسطوره ای در نقد و تحلیل کهن الگوی «مرگ و تولد دوباره»

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (16 صفحه - از 221 تا 236)

کلیدواژه ها :

اسطوره ،نقد اسطوره‌ای ،شعر و ادبیات ،کهن الگوها ،مرگ و تولد دوباره

کلید واژه های ماشینی : اسطوره‌ای ، نقد ، مرگ ، تحلیل اسطوره‌ای داستان فریدون ، نقد و تحلیل ، ادبی ، کهن الگوها ، شاهنامه ، انسان ، ضحاک

انسان در پهنای تاریخ و در گسترش ناپیدا کران اندیشه‌ورزی،شیوه‌های‌ گوناگونی را برای درک هستی خود و رازگشایی از جهان پیرامون آزموده است‌ که اسطوره‌ها،باورها و آیین‌های رازگونه،از جمله‌ی کوشش‌های عقلانی بشر در دوره‌های تاریخی گوناگون به شمار رفته است.جهان معاصر نیز از کوشش برای‌ راه یافتن به لایه‌های هزار توی هستی‌شناسی و رازگشایی،خالی نیست.انسان‌ اندیشمند معاصر از دریچه‌های گوناگونی کوشیده به درنگ و بازنگری در هستی‌ خود بپردازد که اسطوره‌گرایی،یکی از این دریچه‌هاست. نقد اسطوره‌ای به نقش اسطوره‌ها و پیوند آن‌ها با آرمان‌های یک ملت‌ می‌پردازد و می‌کوشد بین ماهیت انسان با ادبیات و هنر رابطه‌ای بجوید تا به این‌ ترتیب بتوان با نگاهی علمی و مدون به نقد و تحلیل آثار ادبی پرداخت.بر این‌ اساس،واقعیت این است که ما نمی‌توانیم ادعا کنیم می‌خواهیم به نقد و تحلیل‌ آثار بزرگ ادبی اسطوره‌ای مانند شاهنامه بپردازیم و از رویکرد اسطوره‌ای ادبیات‌ غافل باشیم و کارکردهای این رویکرد را نادیده بگیریم.عدم آشنایی با نقد اسطوره‌ای به این معناست که شاعر بزرگی مانند فردوسی را از سطح شاعری‌ اندیشمند و آشنا با مفاهیم آیینی،باوری و تاریخی به جایگاه شاعری صرفا نظم‌پرداز تنزل داد.درحالی‌که شاعران کلاسیک و نوپردازی که به دنیای اسطوره‌ راه می‌یابند و مفاهیم اسطوره‌ای در شعرشان بازتاب می‌یابد،اندیشمندانی هستند آشنا با باورها،آیین‌ها،روان انسانی،جهان گذشته،ماهیت ناخودآگاه انسان،مظاهر طبیعت و...ازاین‌روست که نمی‌توان به دنیای ذهن و اندیشه‌ی شاهنامه و فردوسی راه‌ یافت،اما با نقد اسطوره‌ای ناآشنا بود.رویکرد اسطوره‌ای،ما را با عرصه‌های جدیدی‌ در آثار اسطوره‌ای آشنا می‌کند و درهای جدیدی در برابر ما در گستردگی اندیشه‌ی‌ شاعران اسطوره‌گرا می‌گشاید. در این مقاله کوشیده‌ایم مباحث تئوری و نظری مربوط به نقد اسطوره‌ای با نمونه‌ها،مثال‌ها و شواهدی آمیخته شود تا مباحث مربوط به این رویکرد،هرچه‌ بیشتر عینی و ملموس شود و مباحث شکل کاربردی‌تر یابد.ازاین‌رو،نقد و تحلیل‌ اسطوره‌ای داستان فریدون و ضحاک براساس بن‌مایه‌ی اسطوره‌ای«مرگ و تولد دوباره»برگزیده شده است تا نگاه تحلیلی به این بن مایه،شکلی علمی‌تر یابد.

خلاصه ماشینی:

"نقد اسطوره‌ای به نقش اسطوره‌ها و پیوند آن‌ها با آرمان‌های یک ملت‌ اساس،واقعیت این است که ما نمی‌توانیم ادعا کنیم می‌خواهیم به نقد و تحلیل‌ در این مقاله کوشیده‌ایم مباحث تئوری و نظری مربوط به نقد اسطوره‌ای با افسانه است و اگر این داستان دربرگیرنده‌ی موجودات ماورایی باشد،اما ساختار آن‌ برپایه‌ی مفاهیم اساطیری شکل نگیرد،تمثیلی ساده به شمار می‌رود و از گستره‌ی‌ این نکته نیز گفتنی است که ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که بیشتر بینش‌ که به نقد و تحلیل اسطوره‌ای می‌پردازد،جستجو و یافتن این ساختار زیربنایی مرتبط به نقد و تحلیل آثار بزرگ ادبی اسطوره‌ای مانند شاهنامه را کرد و از رویکرد با نقد اسطوره‌ای به این معناست که شاعر بزرگی مانند فردوسی را از سطح شاعری‌ نقد و تحلیل آثار ادبی،به شناخت ژرف این‌گونه مباحث وابسته است. در نقد اسطوره‌ای این باور وجود دارد که بین ماهیت انسان با ادبیات و هنر مرموزی است که آثار ادبی خاص را می‌پردازد که این خود با توانی تقریبا دارد،ازاین‌روست که نقد اسطوره‌ای همواره تحت تأثیر اندیشمندانی مانند فروید، یونگ،فریزر و الیاده بوده است. اسطوره‌ای به نقد و تحلیل آثار ادبی می‌پردازد باید آگاهی‌های درخور توجهی در منتقد اسطوره‌ای بر این باور است که هر اثر ادبی و هنری،بازتاب اسطوره‌های‌ 4-نقد و تحلیل اسطوره‌ای داستان فریدون و ضحاک براساس کهن‌ نیز جمشید(-خورشید)را با اره به دو نیم کرد:نهان گشته بود از بد اژدها نیامد به فرجام هم زو و رها به فریدون می‌پیوندد و در شاهنامه نیز مانند خورشید توصیف شده است:جهانجوی با فر جمشید بود به کردار تابنده خورشید بود گاو«بر مایه»(پرورنده‌ی فریدون)نماد بهار است که این نیز یکی‌"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.