Skip to main content
فهرست مقالات

سیاست دینی خسرو دوم (پرویز- ابرویز)

نویسنده:

(20 صفحه - از 1 تا 20)

کلید واژه های ماشینی : شاه، خسرو دوم، ساسانی، روم، فردوسی، دینی، ایران، پادشاهی، آیین، تاریخ

رویدادهای ایران در نیمه دوم سده 6 واوایل سده 7میلادی، در آثار گروهی از مولفان ایرانی وغیره ایرانی آمده است. گذشته از آن،در خزاین و بایگانی های دربار ساسانی،اسناد،فرمان ها،پیمان ها و زندگینامه ها نگاهداری می شده اند. ظاهرا در روزگار پادشاهی خسرو اول انوشیروان کوشش هایی برای تدارک تاریخ ایران صورت گرفت که شامل روایت هایی درباره شاهان بوده است (کلیما،1959:56).نامه تنسر،یکی ازآثاری بود که مطالب آن را به سال های 557 تا 570 م. مربوط دانسته اند(کولسینکوف،1970 تا 18)؛ ولی گرینیاسچی – پژوهشگر ایتالیایی – تاریخ نگارش این اثر را پس از سال 632 م. نوشته است (1966:9-8). شماری از نوشته های عهد ساسانی از جمله مزدک نامک که انگیزه نگارش آن دفاع از آیین مزدایی بوده، باقی نمانده است . دیگر از آثار مربوط به اثر مورد نظر ما،کتاب بهرام چوبین نامک است که از روی نوشته های عربی و نیز شاهنامه فردوسی از آن آگاهیم . از آثار ایرانی دیگر می توان به خوتای نامک (خداینامه) اشاره کرد که گویا روز به (عبدالله بن مقفع ) آن را از پارسی میانه به عربی ترجمه کرده بود. حمزه اصفهانی ، از وجود هشت ترجمه تاریخ ایران نام برده است که جز از ابن مقفع ، محمد بن جهم برمکی،زادویه بن شاهویه اصفهانی، محمد بن بهرام مطیار اصفهانی، هشام بن قاسم اصفهانی ، بهرام بن مردانشاه از ولایت فارس بدین کار پرداخته بودند (حمزه بن حسن اصفهانی ،1346:7).در میان آثار عربی می توان به کتاب المعاریف عبدالله بن مسلم بن قتیبه، اخبار الطوال دینوری ،تاریخ یعقوبی ،تاریخ طبری ، ترجمه تاریخ طبری از بلعمی ،تاریخ سنی ملوک الارض والانبیاء حمزه اصفهانی ،فارسنامه ابن بلخی ،نهایت الارب از مولفی ناشناخته ،مجمل التواریخ ودیگر آثار اشاره کرد که شما رآنها اندک نبوده است .از میان مآخذ خارجی می توان از تاریخ تئوفیلاکتوس سیموکاتا، تاریخ سبئوس نویسنده ارمنی ، اخبار سریانی سده 7 م. از مولفی نا شناخته و جغرافیای منسوب به موسی خورنی ویا آنانیاشیراکاتسی نام برد. برای موضوع مورد نظر،شاهنامه فردوسی اثر ارزشمندی در زمینه تاریخ فرهنگ ایران است. گرچه فردوسی منظومه مربوط به روزگار ساسانیان خود را تاریخ نامیده است ،نمی توان شاهکار برجسته او را همانند آثارطبری ،یعقوبی ،دینوری ودیگر مورخان ،اثری صرفا تاریخی نامید.فردوسی از مطالب تاریخی به شیوه خود بهره گرفته وگاه رویدادهای تاریخی را از زمانی به زمان دیگر منتقل کرده است.به عنوان نمونه او بسیاری از رویدادهای پیکار با رومیان را که به روزگار شاپور اول – پادشاه ساسانی –مربوط بوده،با دوران پادشاهی شاپور دوم مرتبط دانسته است .در واقع، این شاعربزرگ بیش از هر چیز به تاریخ ایران توجه داشته است . اردشیر پاپکان –بنیاد گذاردولت ساسانی – پس از پدر و جدش ،از سال 208 تا 227م. بر استخر فارس حکومت داشت و از این سال دولت ایران ساسانی را بنیاد نهاد که تا مرگ یزد گرد سوم – حدود434(تا 661 م.) – ادامه یافت .طی این مدت ،حدود 26 پادشاه بر ایران فرمان راندند. فردوسی 18401 بیت از شاهنامه را به دوران پادشاهی ساسانیان اختصاص داده است .از این مجموعه ، 11251 بیت تنها مربوط به دوران فرمانروایی سه پادشاه است :2600 بیت مربوط به دوران پادشاهی وهرام پنجم (بهرام گور)،4526 بیت به دوران خسرو اول انوشیروان و 4125 بیت مربوط به دوران پادشاهی خسرو دوم (پرویز).فردوسی به تواتر تاریخی رویدادها کمتر توجه داشته و خود را اسیرمحدودیت های زمانی نکرده است. او بیشتر به سخنان شاهان ،شرح قهرمانی ها ،دلاوری ها ،صفات قهرمانان و جلال وشکوه شاهان پرداخته که در نوع خود بسیار مهم وسودمند است . سیاست دینی خسرو دوم ، از جمله مسایلی است که فردوسی در باب آن اظهار نظر های جالبی کرده است که در جای خود، ضمن مقایسه با آثار مورخان، بدانها اشاره خواهد شد . در باره موضوع مورد نظر جا دارد به پژوهش های بسیار ارزشمند محققان عصر ما چون تئودورنولدکه ،آرتورکیرستن سن ،پیگولوسکایا و لوکونین نیز اشاره وقدر زحمات و خدمات آنان شناخته شود ...

خلاصه ماشینی:

"آرامش برقرار شد و فرستاده امپراطور از خسرو عذر خواست(همان، ج 9، ص 132-131): چو مریم برفت این سخن‌ها بگفت نیاطوس بشنید و کینه نهفت هم از کار بندوی دل کرد نرم کجا داشت از روی بندوی شرم بیامد به نزدیک خسرو چو گرد دل خویش خوش کرد زان گفته مرد نیاطوس گفت ای جهاندیده شاه خردمندی از مست رومی مخواه تو بس کن به دین نیاکان خویش خردمند مردم نگردد ز کیش فردوسی ضمن برائت خسرو می‌نویسد که اهل خرد دانستند خسرو به احترام رأی قیصر آن جامه را پوشیده است؛اما کسانی نیز می‌گفته‌اند که خسرو آیین ترسایان را برگزیده است(همان). از نوشته فردوسی چنین برمی‌آید که مریم در دربار خسرو پرویز از اعتبار فراوان برخوردار بوده است و همین امر چه بسا سبب رشک و حسد شیرین به مریم شد و چنان‌که در بعضی مآخذ آمده است، سرانجام او را به زهر کشت و سال بعد شیرین در دربار شاهی مقام برتر یافت(همان، ج 9، ص 218-217): از آن پس فزون شد بزرگی شاه که خورشید آن کجا بود ماه همه روز با دخت قیصر بدی همو بر شبستانش مهتر بدی ز مریم همی بود شیرین به درد همیشه ز رشکش دو رخساره زرد به فرجام شیرین و را زهر داد شد آن نامور دخت قیصر نژاد از آن چاره آگه نبد هیچ کس که او داشت آن راز تنها و بس چو سالی برآمد که مریم بمرد شبستان زرین به شیرین سپرد دینوری، هرمزان را دایی شیرویه دانسته است(1346:100)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.