Skip to main content
فهرست مقالات

رویکرد مردم شناختی در تحلیل انقلاب اسلامی: (با تأکید بر مکتب فرهنگی فرانسه)

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (23 صفحه - از 117 تا 139)

کلید واژه های ماشینی : انقلاب ، رویکرد مردم‌شناختی در تحلیل انقلاب ، انقلاب اسلامی ، مردم‌شناختی ، مردم ، سیاسی ، تبیین ، فوکو ، مذهب ، شیعه

نظریه های کلاسیک انقلاب به طور معمول با تکیه بر مبانی نظری برآمده از تئوری های جامعه شناختی، انقلاب های اجتماعی را تبیین می کنند. آن چه در این میان مورد غفلت قرار می گرفت زندگی روزمره مردمانی بود که انقلاب به مثابه یک رخداد کلان، محصول عملکرد جمعی آن ها محسوب می شد. برداشت مکانیستی معمول از مقوله انقلاب مانع از درکی دقیق از این تحولات اجتماعی بود. تحولی که در بطن خود در بردارنده بسیاری از عناصر آشکار و پنهان فرهنگی است که فهم و درک آن ها چندان در توان تئوری های معمول جامعه شناختی نبود. از این رو مکاتب نظری مطرح در این حوزه علاقه چندانی به مطالعه این متغیرهای عموما فرهنگی نداشتند. با گذشت زمان و اهمیت یافتن نقش عناصر معمول زندگی اجتماعی در تحولات سیاسی، مطالعه انقلاب های اجتماعی، روش هایی را می طلبید که قادر به درک عمیق و ژرف در این حوزه باشد. در این میان رهیافت های مردم شناختی در کنار سایر رویکردهای فرهنگی اقبال فراگیری در میان پژوهشگران این حوزه یافت، هدف این نوشتار به اختصار معرفی برخی از مواردی است که مبیین تاملات ژرف مردم شناختی به منظور فهم (و نه تبیین) انقلاب اسلامی است.

خلاصه ماشینی:

"به هر جهت این مسئله نمی‌توانست چندان دور از انتظار باشد چه همان‌طور که‌ لیلی عشقی(1379)در اثر منحصر به فرد خود زمانی بین زمان‌ها به بیان سمبولیک بدان اشاره‌ کرده،آن سال‌ها را می‌بایست سال‌هایی دانست که هنوز ایرانیان چه بسا جهانیان در بطن رخداد [انقلاب‌]قرار دارند و فهم رخدادی تا بدان حد کلان مستلزم نوعی فاصلهء زمانی از آن است. به هر جهت این نوع تبیین از انقلاب با در نظر گرفتن مؤلفه‌های اقتصادی که تعارض طبقاتی‌ نماد عینی آن است،انقلاب را محصول تعارضاتی می‌داند که در ساخت نظام اجتماعی به نحوی‌ غیرعقلانی تعبیه شده است. ریشه‌های چنین اقبالی را گذشته از آشکار شدن ناتوانی جامعه‌شناسی کلاسیک در شناخت عمیق جامعه و تزلزل در مبانی معرفتی‌ آن،می‌بایست در شکل‌گیری جنبش فراگیر فرهنگی دانست که در رشته‌های متفاوت اما مرتبط به جامعه‌شناسی پدیدار شده بود و در نهایت از این چرخش،قلمرو نظریه‌های‌ انقلاب نیز بی‌بهره نماند و نتیجهء آن تمایل روزافزون محققان به در نظر گرفتن متغیرهای‌ فرهنگی در تبیین انقلاب‌های اجتماعی شد. از همین‌رو قبل از هرچیز می‌بایست دقت نظر لازم را معطوف به ساختار درونی مذهب شیعه کرد؛جایی که پتانسیل انقلابی درونی یک مذهب،به مثابه یک طبیعت‌ ثانویه محسوب می‌شود و این خود محصول رویدادهای تاریخی و فکری قرون گذشته این‌ مذهب تراژیک است و یا به تعبیر خود دیگارد«یک پدیدهء ثانوی قوی با اصل و یک ضمیمهء فوق ساختاری به حساب می آید."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.