Skip to main content
فهرست مقالات

حرکت حبی و انسان کامل: (از نگاه عرفان)

نویسنده:

(26 صفحه - از 57 تا 82)

کلیدواژه ها :

قوس نزول ،قوس صعود ،حرکت حبی ،انسان کامل ،حقیقت محمدیه

کلید واژه های ماشینی : حبی ، حرکت حبی ، انسان کامل ، عرفان ، قوس نزول ، صعود ، حق ، قوس صعود ، آفرینش ، هستی

نخستین بار، ابن‌عربی آموزة «حرکت حبی» را پیش نهاد و انقلابی در فهم هستی و تحلیل آفرینش و بازگشت، آفرید. کاوش در نسبت «حرکت حبی» و «انسان کامل» گره از برخی پیچیدگی‌های معرفت عملی و نظری خواهد گشود. «انسان جامع» واسطة «تکاپوی حبی» در گسترة هستی بوده، در یک یک تبدلات، نقش و حضور دارد. «حقیقت محمدیه»(ص) در عالم، تجلی کرده است و ممکنات از تعینات و مظاهر آن به شمار می‌آیند. از این‌رو در قوس نزول، حقیقت «انسان کامل» با تنزل خویش، اجزا و مظاهر خود را نیز پایین می‌آورد و در صفحة عینیت بروز می‌دهد. جوهرة تنزل هبوط «خلیفة الله» از عوالم عالی به زمین خاکی است و بنیان صعود نیز بر عروج «انسان کامل» استوار است. سیر نزولی و صعودی سایر کثرات نیز از فروع و اجزای این «سیر پرسیطرة انسانی» است. «حامل انسانیت بالفعل» افزون بر همراهی با قوس نزول و صعود، گذرگاه سیر صعودی کثرات و پرچم‌دار «حرکت حبی» نیز است. مجموعة این تحولات در نظام «حرکت حبی ایجادی» تحقق و تحلیل می‌پذیرد. نوشتار پیش رو می‌کوشد تا ارتباط انسان کامل با حرکت حبی و وساطت و سیطره‌اش بر آن را بررسد.

خلاصه ماشینی:

"مولوی در تحلیل همین فرایند بنیادین هستی می‌سراید: بشنــو از نــی چـون حکایت می‌کند از جــدایی‌ها شــکایت می‌کند کـــز نیستـــان تا مـــرا ببـریده‌انــد از نفیــرم مــرد و زن نالیده‌اند سینــه خواهــم شرحه‌شرحه از فراق تا بگــویم شـــرح درد اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصـل خویش همان‌گونه که آغاز و صدور جهان بر میل حبی استوار است، رجوع و بازگشت نیز با جنبش حبی در جست‌وجو‌ی معبود و معشوق هستی، فرجام می‌یابد؛ چراکه همة عالم در تکاپویند تا مرکزی برای تعالی و مستقری همیشگی و همگانی بیابند و از آنجا که این تکاپو و طلب بی‌پایان است، در امداد الاهی نیز تعطیلی نیست و آفرینش همچنان در تداوم است و بازگشت نیز برقرار (ابن‌عربی، 1408: 2/677). بر این مبنا شبستری سرود: احـــد در میم احمـد گشته ظاهر در این دور «اول» آمد عین «آخـر» ز احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندر آن یک میم غرق است در قوس صعود با فنای همة تعینات، میم احمد در احد غرق می‌گردد: در آن خلــوت‌آباد راز و نیــاز به روی دویــی بوده چون در فــراز نمانــد اندر احمـد زمیمش اثر کــه آن حلقــه‌ای بــود بیــرون در احد جلوه‌گر با شئون و صفات نبی محـو حق چون صفت عین ذات انسان کامل با سعة وجودی و سلوک، دو حلقة هستی را به هم می‌پیوندد و اولیت و آخریت حق تعالی را به فعلیت و ظهور تام می‌رساند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.