Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به فرهنگ های شاهنامه (از آغاز تا امروز)

نویسنده:

ISC (21 صفحه - از 37 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : شاهنامه، فرهنگ، فارسی، فردوسی، لغت فرس اسدی طوسی، شاعر، ولف، معجم شاهنامه، شاهنامه فردوسی، شواهد

فرهنگ نویسی در ایران دارای پیشینه ای طولانی است. کهن ترین فرهنگی که از ایرانیان یاقی مانده، فرهنگی است اوستایی- پهلوی به نام اویم- ایوک (ōīm-ēwak) که هاوگ،در مقدمه خود بر فرهنگ کهن زند- پهلوی، با استناد به شواهد و قراینی، اصل آن را به دوره پیش از عصر ساسانی رسانده است. پس از رواج زبان فارسی دری به عنوان زبان نوشتار، از قرن سوم هجری به بعد، و ظهور آثار برجسته منثور و منظوم فارسی، تدوین فرهنگ های فارسی به فارسی نیز آغاز شد. فرهنگ قطران تبریزی، شاعر فارسی گوی قرن پنجم هجری، نخستین اثری است از این دست که اطلاعاتی از آن به دست ما رسیده است. به گفته اسدی طوسی، لغت های این فرهنگ بیشتر معروف بودند و، به گفته محمدبن هندوشاه، این فرهنگ مشتمل بود بر 300 لغت. اما کهن ترین فرهنگی که به دست ما رسیده لغت فرس اسدی طوسی، شاعر و لغوی نامدار قرن پنجم هجری است. این فرهنگ ماخذ اصلی غالب فرهنگ هایی بوده است که از آن پس در پهنه جغرافیایی زبان فارسی، از آسیای صغیر گرفته تا هندوستان، تالیف شده اند. شاهنامه فردوسی طی حدود هزار سال حیات خود، در حوزه گسترده زبان و ادب فارسی، همواره یکی از ارجمندترین و محبوب ترین منظومه های فارسی بوده است. این امر، به علاوه وجود واژه های مهجور در شاهنامه، سبب شده است تا نخست فرهنگ نویسان فارسی از این منظومه، به عنوان یکی از مراجع اصلی خود، بهره برند و لغات و شواهد بسیاری را از آن برگزینند و، سپس، از اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم هجری فرهنگ هایی ویژه شاهنامه تدوین کنند. در فرهنگ های فارسی به فارسی، خاصه لغت فرس اسدی و نیز برخی متون کهن نثر فارسی مانند راحه الصدور راوندی، واژه ها و شواهد شعری فراوان منقول از نسخه های کهن شاهنامه محفوظ مانده است. که ابزار مناسبی برای تصحیح این منظومه به شمار می روند. اما شماری از این ابیات در نسخه ها و چاپ های کنونی شاهنامه وجود ندارد و این نشان می دهد که کهن ترین نسخه های شاهنامه (مثلا نسخه فلورانس، مورخ 614 هجری و نسخه های بعد از آن)، در مقایسه با تحریر فردوسی و نسخه هایی که در فاصله حدود دو قرن بعد از آن تا اوایل قرن هفتم کتابت شده، ناقص است. از سوی دیگر، این ابیات اضافی شاید مهر تاییدی باشد بر این روایت معمول که شاهنامه فردوسی در 60 هزار بیت سروده شده است، به ویژه آن که، حدود نیم قرن پیش از کتابت نسخه ناقص فلورانس، شریف دفترخان، مولف کهن ترین فرهنگ شاهنامه، به صراحت می گوید که نسخه اساس معجم او «چهار جلد است و در هر جلد پانزده هزار بیت»...

خلاصه ماشینی:

"از سوی دیگر، این ابیات اضافی شاید مهر تأییدی باشد بر این روایت معمول که شاهنامه فردوسی در 60 هزار بیت سروده شده است، به ویژه آن که، حدود نیم قرن پیش از کتابت نسخه ناقص فلورانس، شریف دفترخان، مؤلف کهن‌ترین فرهنگ شاهنامه، به صراحت می‌گوید که نسخه اساس معجم او «چهار جلد است و در هر جلد پانزده هزار بیت»(5). یکی آن که، مؤلف اصلی معجم شاهنامه، به راستی شاهنامه فردوسی را خوانده، غالب واژه‌های این معجم را خود انتخاب و معنی کرده و شریف دفترخان، آنها را همراه با شواهد شعری گرد آورده است. دیگر آن که، شریف دفترخان، به احتمال فراوان، در تألیف این کتاب، به لغت فرس اسدی طوسی نیز نظر داشته و برخی از واژه‌ها و معنی و شاهد شعری آنهارا با حذف نام شاعرانشان در کتاب خود گنجانده است. نخستین بار بدر ابراهیم در فرهنگ خود با عنوان فرهنگ زفان گویا (به کوشش نذیراحمد، پتنه 1989؛ تألیف: اواخر قرن هشتم یا اوایل قرن نهم هجری قمری) شرح برخی واژه‌ها را از این فرهنگ نقل کرده است؛ ولی فقط در یک مورد، ذیل واژه «تلک»، به عنوان مأخذ یعنی فرهنگ‌نامه فردوسی اشاره دارد: «تلک: ادرک، و در فرهنگ‌نامه فردوسی است: تلک دانه باشد که به تازی آن را جلبان گویند». از میان واژه‌های بالا فقط چهار واژه (راغ، شید، کیفر و گوزن) در کهن‌ترین فرهنگ شاهنامه، یعنی معجم شاهنامه شریف دفترخان آمده است؛ آن هم با عباراتی متفاوت در شرح واژه‌ها که نشان می‌دهد، مؤلف فرهنگ‌نامه شاهنامه به هنگام تألیف فرهنگ خود، کتاب معجم را در دست نداشته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.