Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه اسلامی معاصر

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"بین دانشمندان‌ درخصوص این‌که تعبیر«معاصر»دقیقا شامل چه دوره‌ای می‌شود وحدت‌ نظر نیست و آشکار نیست که آیا قرن نوزدهم را نیز دربر می‌گیرد،یا با نظر به این‌که به احتمال زیاد فلسفه‌ی قرن نوزدهم را باید فلسفه‌ی مدرن‌ اسلامی بدانیم،تعبیر«معاصر»فقط شامل فلسفه‌ی قرن بیستم می‌شود؟ برخیاز دانشمندان نیز برآنند که تفاوت بارزی بین«معاصر»و«مدرن» وجود ندارد؛به‌هرحال این دو اصطلاح از زمان نخستین ارتباط عقلی جهان اسلام‌ با غرب رواج یافته‌اند،ارتباطی که در مصر با اندیشمندی چون الطهطاوی‌ (1801-73)و در هند با احمد خان(1817-98)آغاز گردید. احیاگران دینی از سنت بازسازی شده‌ی اسلامی دفاع می‌کنند،اگرچه‌ دستاورهای علمی غرب همچون:آزادی،دموکراسی،عدالت اجتماعی و پیشرفت علمی‌اش را می‌پذیرند؛در عین حال بنیادهای متافیزیکی فرهنگ‌ غربی مثل ماتریالیسم و الحاد را مورد نقد قرار می‌دهند. به‌هرحال در اندیشه سیاسی نوعی‌ افول پدید آمد،به همین قیاس یک رخوت تدریجی نیز بین مردان این‌ عرصه از نسل اول تا نسل پنجم:از الطهطاوی تا حزب وفد جدید20 در مصر،از خیر الدین التونسی تا حزب دستور جدید21در تونس و از نجیب عازوری تا فعالیت حزب بعث سوسیالیست عرب در سوریه و عراق مشهود است. اهمیت لیبرالیسم سیاسی اجتماعی هنگامی ظاهر می‌شود که بدانیم، این مکتب حلقه‌ی رابط بین سه جریان اصلی در تفکر مدرن اسلامی‌ بوده است:اصلاح‌گری دینی که آرمان‌های لیبرال را برگزید،لیبرالیسم که‌ با فقه اسلامی پیوند خورد و سکولاریسم علمی که یک مدل لیبرال بود. اگرچه در نظر او فقط علوم طبیعی قادر به پیشبرد جوامع انسانی بودند-و به همین دلیل فلسفه‌ی طبیعی را اختیار کرد که‌ از این علوم برآمده بود-اما فلسفه،تعلیم و تربیت،هنر،جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی،اقتصاد،حقوق و حتی متافیزیک که دین و علوم دینی- علی الخصوص الهیات-را شامل می‌شد،همه از نظر او از علوم طبیعی‌ محسوب می‌شدند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.