Skip to main content
فهرست مقالات

صور خیال در شعر "متنبی"

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (16 صفحه - از 11 تا 26)

کلیدواژه ها :

صور خیال ،متنبی

کلید واژه های ماشینی : خیال، متنبی، صور خیال در شعر، استعاره، تشبیه، تصاویر، عرب، شمس، بحر، مدایح متنبی

در این حقیقت تردیدی نیست که بحث از صور خیال در شعر، آن هم در شعر شاعر بزرگی چون متنبی هم مهم است و هم دشوار؛مهم است چون خیال، جانمایه شعر است؛دشوار است چون کشف و استخراج تصاویر شاعران، مستلزم ممارست و نیز ذوق و نکته‌سنجی در مباحث علوم بلاغت و فنون بیان می‌باشد. بنابراین ورود به چنین مباحثی بی‌گمان پرلغزش و خطرزاست.با توجه به اهیت موضوع، در این مقاله مباحث مهمی-که پیوستگی معنایی با هم دارند-مورد بررسی قرار گرفته‌اند؛از جمله معنای لغوی خیال از روی منابع قدیم و جدید عرب و فارسی؛دیگر آن که به مضامین مختلف و متعدد واژه خیال در شعر پاره‌ای از شاعران کهن عرب با شاعران کهن عرب با شواهد شعری، اشاره شده است.آنگاه توضیح و تحلیل مختصری درباره علم بیان و مباحث مهم و محوری آن، چون تشبیه و استعاره و فواید آن دو از روی منابع قدیم و جدید عربی و همچنین ادیبان و منتقدان اروپایی، داده شده است، تا در رهگذر آن به ارزش و اهمیت بنیادین تشبیهات و استعاره‌های شگفتی که در جای جای دیوان متنی نمود تجلی دارد راه بجوییم و در نتیجه به درک منزلت و جایگاه والای هنری و ادبی وی نایل شویم.در مجموع، کوشش شده است تا تنها پاره‌ای از تصاویر سمبولیک و نمادین شعر متنی، یعنی آب و آفتاب(بحر و شمس)، آن هم در خلال برخی از مدایح وی، مورد تحلیل بیانی قرار گیرند تا تازگیها، خلاقیتها و نوآوریهای شگفت و منحصر به فرد او در پرتو همین چند تصویر نمادین نمایانده شود.

خلاصه ماشینی:

")سروده است ولی با تأمل در اوصافی که برای آفتاب(ممدوح)بر می‌شمارد، به نظرمی‌رسد که آفتاب را نه مشبه‌به برای یک ممدوح خاص، بلکه از آن یک نماد انسانی فرازمانی و آرمانی اراده می‌کند، که اجمالا بدانها اشاره می‌شود: -جایگاه او بالاتر از آفتاب آسمان است:«فوق محل الشمس»؛ -در دل و قلب آسمان قرار دارد:«فی کبد السماء»و در این حالت آفتاب از یک سو نورش به کمال تابش و حرارت خود می‌رسد و از سوی دیگر جاهای بیشتری را زیر سیطره نور و روشنی خود می‌گیرد؛ -این آفتاب، بی‌آنکه بخواهند به صورت خودجوش نورش را به مردم هدیه می‌کند: «یهدی الی عینیک نورا ثاقبا»؛ -نور آن بر همه عالم می‌تابد(نه سرزمین خاصی):«تغشی البلاد مشارقا و مغاربا»؛ -این آفتاب نور خود را بدون هیچ طمع و چشمداشتی به مال و مقامی می‌بخشد:«لا تبغی منفعة و لا جاها»؛ -هر کس و در هر کجا که باشد می‌تواند از آن بهره‌مند شود:«من حیث التفت رأیته»؛از این رو در هدیه کردن نور و روشنی خود تفاوتی میان نزدیکان(آشنایان)و بیگانگان قائل نمی‌شود؛ -این نور و روشنی، ذاتی است و از جایی به او اعطا یا تحمیل نشده است؛به همین دلیل کس نمی‌تواند این صفت را از او بگیرد یا به آن بیفزاید:«فلیس یرفعه شی‌ء و لایضع»؛ -این آفتاب علاوه بر نور افشانی در روز، شب هنگام نیز تبدیل به ماه می‌شود و همچون بدر، غبار تیرگی شب را از پیش روی انسانها و کاروانیان می‌زداید:«یا شمس الزمان و بدره»؛ -آفتاب متنبی، دارای شعور و خرد است به همین خاطر لیاقت خطاب را یافته است:«یا شمس الزمان»؛ -آفتاب متنبی از آفتاب متعارف آسمان از هر لحاظ برتر است و در صورت طلوع، آفتاب آسمان در محاق فرو می‌رود و حتی آفتابهای دیگر(ملوک)در قبال عظمت آن همانند ستاره‌های کم‌سو و بی‌فروغ(سها و فراقد)هستند:«ینفع الشمس»و«الشمس من حساده»و«فلیس لشمس مزأئرات إنارة»؛ -اگر آفتاب آسمان نوری دارد، آن را از آفتاب متنبی اقتباس کرده است:«تکسب الشمس منک النور طالعة»؛ -این آفتاب که متنبی، ممدوح واقعی یا آرمانی خود را به آن تشبیه کرده است، خود می‌تواند نماد و رمزی برای معانی بلندی همچون:«جود و بخشش، هدایت و ارشادگری، شهرت و اصالت خانوادگی، نافذ بودن اندیشه و تدبیرگری، فتح و ظفر بر دشمنان عرب، گذشت و تسامح نسبت به خطاکاران، چاره‌جویی برای رفع حاجات و مشکلات مردم»و از این قبیل باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.