Skip to main content
فهرست مقالات

سیمرغ کبود و حسرت کوه های بنفش: نگاهی به اشعار و افکار هوشنگ ایرانی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : شعر ، هنر ، حسرت کوه‌های بنفش ، ایرانی ، کبود ، افکار هوشنگ ایرانی ، اجتماع ، اشعار و افکار هوشنگ ، خاکستری ، نیما

خلاصه ماشینی:

"او می‌گوید همه‌ی افراد بشر هنرمند اما نام هنرمند تنها زیبنده‌ی گروهی است که فرم را رشته‌ای جان‌دار می‌یابند نه قالبی بی‌جن‌ و این ویژگی خاص شعر ایرانی در فرم است که در حدی که او پیش گرفته بود،در آثار هم عصرانش دیده‌ نمی‌شود. اگر در کتاب اولش می‌گفت:«ای خاموشی ابدی/سلام بر پیام‌های تو/ای ظلمت ابدی/سپیدیم در نور تو/ ای سکوت ابدی/آشکاریم در نهفته‌های تو/ای سکون ابدی/آرامیم در جنبش تو»4در کتاب سومش‌ -شعله‌ای پرده برگرفت و ابلیس به درون آمد-می‌گوید:«نوای محکوم کننده تاریکی‌ها را می‌زداید/و غبار آن چشم مطرد نیستی می‌پذیرد»5یا می‌گوید:«در بیابان تاریک/جز آن گذرگاه خاموش/چیزی‌ باز نمانده بود:/راهی/که خاکستر آن شعله/بر ظلمت افزون شونده نقش کرد/و دهان‌هایی/که هم‌چنان‌ باز بر آن خشک شده بود/هنوز می‌درخشید/در کنار تهی آخرین اندکی درنگ کرد/و بر تاریکی بیابان‌ نگریست/راه متروک/تنها و پیموده شده/تا دیار دور/گسترده بود/و ظلمت بی‌شکل و نامحرم/از هر سو آن را می‌فشرد»6و نیز در مجموعه‌ی چهارم-اکنون به تو می‌اندیشم،به تو ها می‌اندیشم-ادامه‌ می‌دهد:«و با گرمای یک خورشید بر شب جادوی تو گذر خواهم کرد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.