Skip to main content
فهرست مقالات

تأثرات خاقانی از شعرای تازی و پارسی

نویسنده:

ISC (16 صفحه - از 105 تا 120)

کلید واژه های ماشینی : خاقانی، قصیده، شاعر، تأثرات خاقانی از شعرای تازی، مسیح، شعر، انوری، دین، دین مسیح، عرب

خلاصه ماشینی:

"باید دانست که در نجوم قدیم عطارد را مدبر و کارآگاه عالم دبیری و نویسندگی و زهره را مظهر جهان عشق و جمال و رقص و شادی و موسیقی و خورشید را مصدر فیض‌ (1)-رک دیوان خاقانی بتصحیح و تحشیهء عبد الرسولی صفحهء 365 ببعد و نمو و تکامل گیاهان و جانداران و معادن(موالید ثلاث)و مؤثر در اوضاع دریا و کان‌ و غیرها و مریخ را منشاء جنگ و خونریزی و حوادث ناگوار و غم‌انگیز و مشتری را سرچشمه سعادت و بخت و اقبال و زحل را که بالاتر از همه قرار گرفته است ستاره‌ نحس و شوم می‌پنداشتند و بنا بر همین جمله اخیر است که طغرائی در لامیة العجم میگوید فان علانی من دونی فلا عجب‌ لی اسوة بانحطاط الشمس عن زحل هر چند اینگونه عقاید و آراء ظاهرا بکلی بی‌اساس و بی‌پایه و بی‌معنی و خرافهء محض است و محققین علما و هیأت قدیم که بنای نظریات ایشان در حدود شرایط و امکاناتی که داشته‌اند حتی المقدور بر دلایل متقن عقلی و براهین محکم ریاضی‌ بوده و هرگز به چنین خیالات و اوهام که دام عوام است گرفتار نبوده‌اند و لیکن شاید بعضی از ایشان زمانیکه دیده‌اند کالای علم و دانش ایشان کاسد و بی‌رواج است‌ است و باز دیده‌اند که هر کسی از جائی بنوائی رسیده و از راهی به جاهی بهره‌مند گردیده است ایشان هم خواسته‌اند برای جلب قلوب متنفذین و صاحبان مقام و طبقات‌ مختلف عوام طریقی بیندیشند تا در بعضی مواقع مورد نیاز و مرجع امور مردم باشند ازاین‌روی این خرافات نجومی و مباحث سعد و نحس و غیره را بمیان آورده‌اند و بمنظور تأسیس و تکمیل این بحث برای هر ستاره‌ای نوعی از تأثیر قائل شده‌اند و گاهی این مسائل را با موضوعات فلسفی نیز درآمیخته و مسأله تأثیر آباء علوی در امهات سفلی را پیش کشیده‌اند البته دائرهء این موضوع در اوائل خیلی محدود بوده و بعد از ایشان متدرجا این مقوله وسعت یافته و نیمه عالمان و شیادان و فریبکاران این سخنان یاوه‌ را به شکل کتاب درآورده‌اند و آنرا ضمیمهء علوم نجوم حقیقی ساخته‌اند و در لفافه‌ کلمات گنده و ضخیم و بزرگ ولی مجوف و توخالی و بی‌اساس مدتها با عقل ناقص‌ و قاصر این مردم که هنوز هم در همه جا گرفتار هزار گونه خرافاتند بازی‌ کرده‌اند و شیادان اهریمن خوی ابلهان و گمراهان را دستخوش هوی‌وهوس‌ خود قرار داده‌اند همانطور که شعر در اصل خود یکی از هنرهای برجسته و ستوده‌ بشر است ولیکن شاعران از روی ناچاری برای آنکه محل معاش یا جاه و مقامی‌ بدست آرند و لااقل از بی‌هنران مطلق در زندگی عقب نمانند قریحه سرشار و طبع هنرزای خود را ناگزیر در مداحی و ستایشگری این و آن که یکی از رسواترین‌ رذائل اخلاق انسانی است بکار برده‌اند و بهمین ترتیب خرافات در بسیاری از علوم و فنون و مذاهب ادیان راه یافته است که پیراستن حقایق از این آلودگیها هنوز برای‌ روشن‌بینان و خردمندان بسیار دشوار است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.