Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و معرفی کتاب: حسن کاشی شاعر شیعی قرن هفتم و هشتم

ناقد:

کلید واژه های ماشینی : شاعر ، شعر ، حسن کاشی ، حسن کاشی شاعر شیعی قرن ، قصیده ، دیوان حسن کاشی ، کتاب ، مدح ، دین ، کتاب حسن کاشی شاعر

خلاصه ماشینی:

"برای آنکه‌ تصویر و تصور روشن‌تری از چهرهء این شاعر آیینی ترسیم کنیم، بخشی از قصیده غرایی که وی هشتاد بیت،در مدح‌ امیر المؤمنین علی(ع)به اقتفای خاقانی با مطلع: هر سحر کز موج این دریای گوهر زای من‌ گوهر معنا دهد فکر فلک پیمای من سروده،نقل می‌کنیم: یرلغ طبع ما مهر از ولای مرتضی است‌ حجت تنزیل طبعم معجز طاهای من‌ تا نگردد کهنه حکمش تازه گرداند فلک‌ هر مه از شکل مه نو صورت طغرای من‌ موسی عهدم که برطور ریاضت ساکنم‌ روشت از الطاف حق هر دم تجلی‌های من‌ خصم اگر در روز دعوی ساحری گردد،دهد گوشمال«لا مساس»او را ید بیضای من‌ مقتدای سینهء صاحبدلانم کعبه‌وار بیت معمور معانی طبع مستقصای من‌ تا زبانم در ثنای رکن ایمان ناطق است‌ رکن هفت اقلیم معنا شد دل یکتای من‌ زین صفت کآمد چو عیسی طبع من معجز نما داشت گویی نفخهء روح القدس مامای من‌ بر سر بازار معنی‌گر انا الحق می‌زنم‌ سر این معنی نداند جز دل شیدای من‌ گرچه اندر شاعری همتا ندارم در زمین‌ نیست اندر نامرادی نیز کس همتای من‌ ور ز بی‌قوتی فرو ماندم ز قوت،باک نیست‌ قوت دل‌ها فزاید شعر جان افزای من‌ آن توانگر همتم در دین که باافراط فقر ظاهر است از خلق عالم فرط استغنای من‌ محنت دل با که گویم زانکه در مازندران‌ نیست کس را از بلای خویشتن پروای من‌ تا نریزد آبرویم پیش هرکس بهر نان‌ قفل خاموشی است دایم بر لب گویای من‌ گرچه بر من روز راحت شد شب یلدا ز غم‌ صبح راحت بر دمد هم زین شب یدای من‌ می‌کنم صبری موفر،می‌برم عمری به سر تا چه بارآرد فلک زین مایهء سودای من‌ غم ز درویشی ندارم چون یقینم شد که هست‌ در کف سالار محشر مایهء اثرای من‌ در ضیافت خانهء تحقیق خوانسالار خلد می‌کند اجری ز دست میر دین اجرای من‌ کمترین مملوک حیدر،کاشیم،کز فضل او در سخت بالاتر از اعشی است استعلای من‌ زادهء طبع منست این شعر و این جان من است‌ چونکه دیوان‌ها ندارد طبع مدح آرای من‌ تا به بازار سخن نقد معانی می‌برم‌ قلب زر اندوده بیرون ماند از سودای من‌ گر ز روی امتحان صد بار در آتش زنند جز طلا بیرون نیاید زر مستوفای من‌ بر سر بازار اقلیم معانی کو کسی‌ تا دهد عرض متاعی همبر کالای من؟ شاعران را گرچه غاوی خوانده در قرآن خدای‌ هست از ایشان هم به قرآن ظاهر استثنای من‌ کاشی اصلم،آملی مولد،حسن نامی که هست‌ همچو حسان روز احسان،صدر جنت جای من‌ یا رب از فضل و کرم سیراب کن طبع مرا زانکه از حد تجاوز رفت استسقای من‌7 از این نمونه می‌توان به پایه و مایهء شاعری وی پی‌برد؛ (6)."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.