Skip to main content
متن و ترجمه بیش از 393,000 حدیث شیعه در پایگاه نورحدیث ...
فهرست مقالات

روایتی داستان گونه از نبرد عاشورا: حماسه خورشید (قسمت آخر)

(3 صفحه - از 35 تا 37)

کلید واژه های ماشینی : امام ، ذو الجناح ، فریاد ، شمشیر ، حسین ( ع ) ، کودک ، ذو الجناح به ندای امام ، ذو الجناح آبی ، حماسه خورشید ، خدا

خلاصه ماشینی:

"امام افسار را محکم به‌ دست گرفتند،با آرامشی کم‌نظیر شمشیر از نیام برکشیدند،در حالی‌ که چشم از لشکر خصم بر نمی‌داشتند،گویی در این لحظات نیز می‌خواستند به آنان بگویند،ای بی‌صفتان،این منم،حسین‌ فاطمه(س)،فرزند علی(ع)،نوادهء رسول خدا(ص)،آیا شرم‌ نمی‌کنید که رودرروی من ایستاده‌اید؟ای شمایی که با من در جنگ‌های زیادی همسنگر بوده‌اید و مرا می‌شناسید و از شجاعت‌ من آگاهید،آیا تاب شمشیر مرا دارید؟این منم حسین بن علی بن‌ ابیطالب(ع). وقتی به طرف راست سپاه حمله‌ می‌آورد و میمنه را از هم می‌شکافت،فریاد می‌زد: الموت خیر من کوب العار و العار اولی من دخول النار و آنگاه که میمنه سپاه رو به هزیمت می‌نهاد،به میسره حمله‌ می‌کرد و فریاد می‌زد: ان الحسین بن علی‌ الیت ان لا انثنی (به تصویر صفحه مراجعه شود) احمی عیالات ابی‌ امضی علی دین النبی چون کار بر سپاه تنگ شد و فرماندهان سپاه دریافتند در این‌ سپاه هیچ کس مرد میدان حسین(ع)نیست،پسر سعد بر سپاهیان‌ فریاد زد: وای بر شما،می‌دانید با چه کسی می‌جنگید؟این فرزند علی(ع)است،این پسر کسی است که کشندهء عرب است."

صفحه: از 35 تا 37