Skip to main content
فهرست مقالات

ملاحظاتی در رابطه احتمالی فلسفه و ادبیات

نویسنده:

(32 صفحه - از 99 تا 130)

کلید واژه های ماشینی : فلسفه، شعر، هولدرلین، افلاطون، انسان، طبیعت، یونانی، فیلسوف، فرانسه، شلینگ

خلاصه ماشینی:

"از طرف دیگر،با تأمل در اشتراک ریشهء کلماتی چون«شعر»«شعر»و مشتقات‌ آنها در زبان عربی،به‌طور مسلم-ولی شاید به نحو غیر منتظره-تا حدودی به مطالب‌ مشابهی می‌رسیم که در اینجا عنوان کرده‌ایم: -------------- (1) intelligence sensorio-motrice «شعر»اسم مصدر فعل متعدی«شعر»است و به نحوی به نظر می‌رسد که سخن‌ منظوم با معنای آگاهی و دانایی سنخیت دارد و این تقرب،اشتراک لفظی نیست و برخلاف کاربرد ظاهری آنها،در میان کل مشتقات این کلمات هم‌خانواده،نوعی‌ اشتراک معنوی وجود دارد و اگر بحث در کل آنها-با اینکه در صورت لزوم‌ می‌تواند بسیار آموزنده باشد-از حوصلهء این نوشته خارج است،به هر ترتیب، یادآوری کلماتی چون«شعور»و«مشاعر»و«مشعر»و«اشعار»و امثال آنها،اهمیت‌ فوق العادهء این تقرب را از لحاظ این تحقیق،به خوبی نمایان می‌سازد. این فلسفه با اینکه در مقایسه‌ با گفته‌های منور الفکران فرانسوی که به نحو غیر موجه خود را فیلسوف نامیده‌ بوده‌اند،به مراتب عمق و ارزش بیشتری داشت،در هر صورت کلا نتایج آن نیز از لحاظ نظری تفاوت زیادی با گفته‌های آنها پیدا نمی‌کرد،با اینکه از لحاظ عقل‌ -------------- (1)( goeethe(1749-1839 عملی-یعنی اخلاق-و آنچه دربارهء هنر گفته بود،انسان با ابعاد ناشناخته و مطالب‌ بسیار مهمی آشنا می‌شد که قبل از کانت هیچ متفکر عصر جدید به این شکل و با این عمق و تسلط،آنها را عنوان نکرده بود. به هر صورت،در تأمل در روابط فلسفه و ادبیات،با طیف خاصی از وجوه‌ تشابه و تفارق آنها سروکار داریم و احتمالا در هر موردی باید مطابق همان مورد نتیجه‌گیری کنیم؛برای مثال،با آنچه در این نوشته عنوان شد،مسلم است که وضع‌ رمان-خاصه اگر مؤلف آن به نحوی ادعای فلسفه‌گویی داشته باشد-و موقعیت شعر -خاصه اگر شاعر برعکس،خواسته باشد زیبایی شعری و محتوای درونی آن را از هر نوع فلسفه‌باوری دور نگهدارد-در هرحال بسیار متفاوت از هم خواهد بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.