Skip to main content
فهرست مقالات

دیالکتیک و معنا

نویسنده:

(22 صفحه - از 67 تا 88)

کلیدواژه ها :

معنا ،نهاد ،تضاد ،دیالکتیک ،هم‌نهاد

کلید واژه های ماشینی : دیالکتیک ، معنا ، هگل ، افلاطون ، عقل ، تقابل ، فاهمه ، منطق ، مارکس ، اندیشه

برای صورت‌بندی مسئلهء«معناپژوهی ارشاد اسلامی»،بررسی دیدگاه‌های متفاوت دربارهءمعنا ضرورت دارد.در این نوشتار به رابطهء میان«دیالکتیک»1و«معنا»می‌پردازیم،با این امید که در انتها، بررسی این رابطه ما را در دستیابی به معنای ارشاد اسلامی یاری کند. پیش از پرداختن به رابطهء«معنا و دیالکتیک»،باید ببینیم که مقصود از دیالکتیک چیست؟ برای جست و جوی پاسخ این پرسش به تاریخ تفکر و فلسفه مراجعه می‌کنیم؛این کنجکاوی،ما را با افرادی مواجه می‌کند که به نوعی به دیالکتیک پرداخته‌اند و در عین حال تفاوت‌های اساسی در تفکر و فلسفهء آن‌ها دیده می‌شود.زیرا مفاهیم،خصوصا مفاهیم فلسفی،در طول تاریخ تغییر و تحول پیدا می‌کنند و بی‌تردید دیالکتیک نیز از این امر مستثنا نیست؛یعنی دیالکتیک مثلا مورد نظر افلاطون با مراد کانت از این واژه متفاوت است.در این نوشتار قصد«معناپژوهی دیالکتیک»را نداریم.از این‌رو،سعی‌ می‌شود به جنبه‌های مشترک در تبیین معنای دیالکتیک اشاره شود و در عین حال جنبه‌های متفاوت‌ دیدگاه‌های متفکران و فیلسوفان نیز بیان شود.

خلاصه ماشینی:

"در رسالهء تئه تتوس همین مطلب را به‌ نحوهء دیگری توضیح می‌دهد: جدا کردن مفهوم‌ها بر حسب انواع،به نحوی که نه مفهومی به جای مفهوم دیگر گرفته شود و نه مفهوم دیگر به جای مفهوم مورد نظر،جزئی از دانش دیالکتیک است‌ و کسی که از عهدهء این کار برآید،می‌تواند تشخیص دهد که در کجا ایده‌ی واحد در چیزهای کثیری که جدا از یکدیگرند گسترده شده است و در کجا چیزهایی کثیر،از بیرون تحت احاطهء چیزی واحد قرار گرفته‌اند و در کجا ایده‌ای فقط با یکی از چیزهای کثیر ارتباط یافته است و در کدام مورد انبوهی از چیزهای کثیر به کلی جدا از یکدیگرند،چنان کسی بدین‌سان خواهد توانست چیزها را بر حسب نوع از یکدیگر جدا کند و بداند که چیزهای گوناگون از چه حیث با یکدیگر مشترک‌اند و از کدام‌ حیث مشترک نیستند(تئه تتوس). L. Feuerbach(1804-1872 از نظر مارکس چنین نیست که بر اساس آگاهی انسانی و روابط منطقی حاکم بر ذهن آدمی بتوان جنبه‌های گوناگون زندگی و وجود آدمی را سامان داد،بلکه مسئله‌ به طور کلی بر عکس است و شرایط اجتماعی بر بنیان‌های اقتصادی برآمده از روابط تولیدی حاکم بر جامعه،نقشی تعیین‌کننده در دیگه جنبه‌های وجودی انسان دارند: تحقیقاتم مرا به این نتیجه رساندند که روابط قانونی و شکل‌های اجتماعی را نه به‌ خودی خود می‌توان فهمید و نه بر اساس آن اموری که تحول عمومی اندیشهء انسانی‌ نامیده شده است،بلکه آن‌ها برآمده از شرایط مادی زندگی‌[انسان‌]اند..."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.