Skip to main content
متن و ترجمه بیش از 393,000 حدیث شیعه در پایگاه نورحدیث ...
فهرست مقالات

قدیمیترین ترکیب بند در ستایش بارگاه ثامن الائمه علی بن موسی الرضا علیه التحیه و السلام

نویسنده:

ISC (11 صفحه - از 153 تا 163)

کلید واژه های ماشینی : سید ذو الفقار ، شعر ، اشعار سید ذو الفقار ، رضا ، ذو الفقار شروانی از دانشمندان ، قدیمی‌ترین ترکیب‌بندی ، خاک ، شروانی ، تاریخ ، قصیده‌ای

خلاصه ماشینی:

"بی‌زلال کوثر یادش به وقت چاشنی در لب جام خضر، دندانهای ارقم است آنک مقبل گشت ازو پیروز گردد در جهان وانک شد شادی او، از شادی و غم، بی‌غم است هم هدایت راست ملجأ هم ولایت را کنف هم نبوت راست زینت هم امامت را شرف روی او گل غنچه بستان شاه اوصیا بوی او پیرایه ایوان شاه اولیا فکرت او نازنین حجله خوبان وحی نعت او معشوقه دوشیزگان هل اتی بی‌رضای مرتضی در اصطفا کس ره نبرد کاصطفای مصطفی آمد رضای مرتضی از رضای حق جدا شد ناشناسی، گر شناخت زبده طاها و یاسین جز علی موسی الرضا میوه بستان عصمت، مهر برج افتخار گوهر کان فتوت، در درج لا فتی پرتو مهر رسولست، ار تو هستی مشتریش ماه حیدر کن خطاب و زهره زهرا، ورا گرنه روزی شد شعار جد و مام و باب او چون کند بر اطلس گردون سرافرازی، عبا * گو بیا و جان ز نور مرقد او تازه‌دار در جهان فانی ار خواهد کسی دار القبا کز شرف در پیشگاه مشهد او مضمرست هم مدینه هم نجف هم سامره هم کربلا گرچه اصحاب دعا را قبله بودن راه اوست آسمان را، قبله، هنگام دعا، درگاه اوست ای ز رفعت بارگاهت سایه‌بان آفتاب پرورش‌دیده ز لطفت زاده ام الکتاب فیض وحیت، کنیت و تأیید معراجت، لقب هادی عقلت ندا و مهدی روحت خطاب گرنه از مهر تو همچون صبح صادق دم زدی رنگ شب خوردی سنان برق و تیغ آفتاب هم نبوت هم امامت هم سیادت هم شرف از تو مشهورند چون رنگ از گل و بوی از گلاب پادشاه کشور دینی و دنیا، زان قبل طوق فرمانت بود بر گردنان، مالک رقاب لطف حق را موجبی، فیض الهی را سبب بحر دین را گوهری، باران رحمت را سحاب کمترین چاووش میدان تو، در میدان، عرض گر عنان پیچد ز انجم، بر فلک ساید رکاب در گهر، داری امامت، در عرض پیغمبری زانک شمعی مصطفی، چشم و چراغ حیدری ای جمالت دلگشای عصمت پروردگار ذکر اوصاف، کمالت، شرح لطف کردگار هر که او بی‌باد خاک پایت آبی خورد خوش بی‌سخن، گر آب حیوان است گردد خاکسار بحر اگر بی‌گوهر مهرت شرف‌پرور شود از تک او هم شرار و دود خیزد هم غبار معجز ذات شما را بی‌عناد و بی‌خلاف کاسمان را گرد آن مرکز بود دایم مدار از خوارج حجتی گر بوده در دین‌پروری گفته برهان، سنگ صامت یا زبان سوسمار ذو الفقار، آن کز ثنای مرتضی و آل او در سخن دارد زبانی رشک تیغ آبدار تیغ ذات او، چو با آن خاندان هم گوهرست فکر صبح آساش را از تیغ خورشیدست عار جز ثنای اهل بیت ار گفت، می‌گوید کنون: زین تغابن شرمسارم شرمسارم شرمسار لاجرم در اهتمام فضلشان تا روز حشر ختم شد بر ذکر او لا سیف الا ذو الفقار فهرست مآخذ {O(1)-دیوان سیف فرغانی، دکتر ذبیح الله صفا، انتشارات فردوسی، چاپ دوم، تهران، 1364/176."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.