Skip to main content
فهرست مقالات

دفتر نمایش: آی آدم ها

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : آدم ، نمایش ، پول ، فکر ، نیس ، سکوت ، نور ، تمرین ، جنگ ، خیالات

خلاصه ماشینی:

"در این نمایشنامهء کوتاه:زندگی یک بازیگر تئاتر محور قرار گرفته؛او چه در زندگی‌ شخصی و چه روی صحنهء تئاتر به دلیل‌ تناقضی که بدان دچار شده بناچار فرومی‌پاشد؛تناقض در ذهن اوست و آن‌ اینکه:«بعنوان هنرمند تصوری از زندگی‌ دارد که با واقعیت جاری و روزمره‌ همخوانی ندارد»و چون هنرمندان واقعی‌ بناچار در روان خود کنکاش می‌کنند بناچار در مقابل این دوگونگی دچار نوعی‌ شکاف روحی (Schizophcrnia) از نوع‌ ساده می‌شوند. همه‌اش سعی می‌کنم این فکر رو از سرم بیرون کنم؛می‌بینم نمی‌شه!... 2-خوب نیست آدم فکر کنه به این چیزها... 2-فکر می‌کنی نجات پیدا می‌کنیم؟ 1-با مرگ؛آره![صدای رعد] 2-اما اگه اومد چی؟... خواب دیگه کجاست؟ [نور می‌رود و دوباره با صدای خروس به تدریج‌ صحنه روشن می‌شود. اما این قطره‌های باران و بوی خوش گل و گیاه با تو می‌گوید: که دوست بدار![صدای باران قطع می‌شود] 1-تموم شد؟ 2-(آسمان را نگاه می‌کند)آره!... 3-دیگه خسته شده‌م از بس تو این در و دهات زندگی کردم. یک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که‌ می‌دانید آن زمان که مست هستید از خیال دست‌ یازیدن به دشمن آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید آرید. 3-اگه تو هر کاری دلت می‌خواد انجام‌ بدی،درست می‌شه؟ 1-من دیگه باید برم. ] 1 و 2-(باهم)آی آدمها که بر ساحل‌ نشسته شاد و خندانید یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان یک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که‌ می‌دانید."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)