Skip to main content
فهرست مقالات

رازیجز یک لغت کهنه فارسی

نویسنده:

ISC (5 صفحه - از 334 تا 338)

کلید واژه های ماشینی : راز ، فارسی ، لغت ، رازیجر ، ور ، لغت فرس ، واژه ، بجای رازیجر واژه راز ، لغت کهنه فارسی ، فارسی میانه ترفان

خلاصه ماشینی:

"در نسخه«س» 1 لغت فرس اسدی نیز این واژه به صورت رازیجر ضبط شده و چنین معنی شده است:«رازیجر سر گلکاران 2 باشد و 3 بتازی طیان که بنا گویند: بیکی تیر همی فاش کند راز حصار ور برو کرده همی قیر بود رازیجر» اما در دو نسخه دیگر این فرهنگ، یعنی نسخه‌های ن و ع 4 ، بجای رازیجر واژه راز آمده و شاهد آن به صورت زیر ضبط شده است: بیکی تیر همی فاش کند راز حصار ور برو کرده بود قیر بجای گل‌راز مرحوم عباس اقبال در کنار واژه رازیجر علامت استفهام(؟)گذاشته و نوشته‌اند: «در س ضبط و معنی این لغت بکلی تحریف شده است. رازی(بنایی)در شعر عثمان مختاری: همی تا فلک بر زمین در عمارت به ادوار پرگار باشد به رازی 7 (1)-پسوند«-گر»و«-یگر»هر دو برای ساختن کلمات دال بر شغل و حرفه در فارسی میانه و پارتی و فارسی به کار رفته است مانند گلیگر( بنا)که در سمک عیار چاپ دانشگاه تهران جلد اول ص 126 به کار رفته است(یاداشت همکار فاضل خانم فرهنگیس پرویزی)، برزیگر و خوالیگر و ragir·m ( جادوگر)در پارتی ترفان(نک:) (2)- (3)-به نقل از حواشی دیوان مختاری تصحیح آقای جلال همائی ص 508."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.