Skip to main content
فهرست مقالات

چند بیت کردی

نویسنده:

ISC (16 صفحه - از 346 تا 361)

کلید واژه های ماشینی : بو، ئه گه‌ر میر حوسین، میر حوسین، شیر، لاس، ئه گه‌ر لاس بو، ئه گه‌ر زانیان میر حوسین، عقد، سه‌ر پشتی ئه‌و شیره گورا، ایل

خلاصه ماشینی:

"25 لی سواریکه شب و روز در چول( بیابان)و بر اسب میتازی نمیدانم مستی یا هوشیاری،هیچ از خودت آگاه نیستی تو با آهوی پا به خال تیراندازی کرده‌ای نخجیر مردان مال خودش است و مال هیچ کس دیگر نیست چرا اسبت را نگاه داشتی ء خلخال و بازوبندها[ی ما]را تماشا میکنی،بمیان‌ ایل گوسفند نیامدی؟ بر اسبی سیاه کهر پیشانی سفید سوار شده‌ای تو می‌پنداری این دنیا چول( خالی از آدم)است،غیر از تو کسی دیگر در آن نیست چونکه آنقدر مردی بر سر عصمت و شرط و شیوهء مردانگی ایستاده‌ای زیبای گوشواره طلا،بمن میگویند خزال و خزال رعنای ملا نبی عکس مرا بعمد میکشند،آنرا بمیان دولت(کشور)ها میبرند،حتی در دولت‌ فرنگ آنرا بچاپ میزنند(میرسانند) سواره نابه‌له‌دی،پیم وایه به‌له‌دیت به‌و مه‌مله که‌ته نییه ئه‌من حه‌زی ده که‌م ئه گه‌رئه‌و رو که له‌من ببیه‌وه به میهمان و بو میوانییه هه‌تا بزانم عه‌سل و نه‌سه‌به‌ی تو چییه؟ یا نه‌باب و با پیری تو کییه؟ چونکه ئه‌توم چاو پی که‌وتووه به جوانی و به پییاوه‌تییه له نیچیرت نه‌پرسی ئه گه‌رچی نیچیریک قابیله‌تی نییه. 26 این‌[است‌]لاس او را بانگ(خطاب)کرد: گفت ای دختر چشم بنگی سر منت بقربان سر باد موی ابرویت تیر شد،[آن تیر]بجگرم زده شده است درد میکند،دردمیکند،دردش آرام نیست اگر تو بروی،من از که مهمان شوم؟خبرم بده باصح. 27 خزال باو گفت:بمن میگویند خزال و خزال رعنای ملا نبی نامزد احمد خان سورچی و زوراری شست کلفتم هست،همه کمر فیروزه در پشت دارند اگر آمدی گم نمیشوی،ملا نببی صاحب نام است،هرگز از نان‌[دادن‌] نترسیده است در این ناحیه کسی از او بزرگتر و داراتر و مهمان نوازتر نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.