Skip to main content
فهرست مقالات

سهیل در ادب فارسی

نویسنده:

ISC (23 صفحه - از 1 تا 23)

کلید واژه های ماشینی : سهیل ، سقط الزند ابو العلاء المعری ، الزند ابو العلاء المعری ج ، یمن ، دیوان ، شروح سقط الزند ابو العلاء ، ستارهء سهیل ، ابو العلاء العلاء المعری ، تألیف ، طلوع

خلاصه ماشینی:

"در وقت هلاک شوند،و یا زنی که بچهء حرامی در رحم دارد چون بر آن‌ بنگرد سقط جنین کند و این مطلب نخستین بار در دیوان ابوالطیب‌ متنبی آمده است: و تنکر موتهم و انا سهیل‌ طلعت بموت اولاد الزناء1 خاقانی شروانی و نظامی گنجوی این عقیدت را از متنبی گرفته چنین‌ گفته‌اند: گر مرا دشمن شدند این قوم معذورند زانک‌ من سهیلم کامدم بر موت اولاد الزنا (دیوان خاقانی ص 71) ولد الزناست حاسد منم آنکه اختر من‌ ولد الزناکش آمد چو ستارهء یمانی (گنجهء نظامی ص 971) 9-رنگرزی در کتاب اقیانوس در شرح قاموس فیروز آبادی اعتقاد قدما در باب‌ سهیل چنین آمده: «سهیل کوکبی است که بهنگام بر آمدن آن میوجات پخته گردد و شدت گرما سپری شود،و چون این ستاره در سرزمین یمن به خوبی‌ قابل رؤیت است به ستارهء یمنی شهرت یافته است،مترجم می‌گوید: آنچه من از مردم یمن شینیده‌ام اینست که میوجاتی از قبیل سیب و دیگر چیزهایی که بدان رنگ بوده باشند به اذن خدای تعالی بگاه طلوع‌ -------------- (1)-دیوان ابو الطیب متنبی ص 47 این ستاره رنگ پذیرند،تا جاییکه چون بخواهند پوستی را به رنگ‌ سرخ در آورند،موقع طلوع آن در رنگ نهند و عقیق نیز سرخی خود را از آن گیرد و قدما را اعتقاد بر این بوده که فروغ سهیل در پوست جانوران‌ تأثیر فراوان دارد چنانکه در ابیات زیر بدین خاصیت اشارت رفته است: تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد سیبی که سهیلش نخورد رنگ ندارد) (نیرنگستان هدایت ص 202) سهیلی بر اوج یمن تافته‌ ادیم یمن رنگ از او یافته (هفت پیکر نظامی ص 81) از تیر هنر سهیل و برجیس لقا شعری فش و فرقدفر و ناهید صفا (دیوان خاقانی ص 966) 01-عقیق باعتقاد قدما نور سهیل چون بر سنگ بتابد عقیق در دل سنگ‌ خارا پدید آید:1 ای یمن تاب سهیلی که به ناموس عقیق‌ زخم پولاد تو خون در دل خارا دارد (دیوان ظهیر فاریابی ص 211) -------------- (1)-ابو نواس حسن بن هانی در شعر خود بجای عقیق یاقوت آورده، چنین گفته است: فلما لاح للساری سهیل‌ قبیل الصبح من وقت الغداة بدا الیاقوت و انتسبت الیه‌ بحمر او بصفر فاقعات (دیوان ابو نواس ص 014) شراب خواره چو زانگور شیره بستد دید که می عقیق یمن بود در سهیل یمن (دیوان مختاری غزنوی ص 614) شمع تویی شاهد تو باده تو هم تو سهیلی و عقیق یمن (دیوان شمس ص 097) دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شد یارب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان (دیوان حافظ ص 562) 11-پوست و ادیم خاقانی شروانی در منشآت خود به تأثیر ستارهء سهیل در پوست‌ اشارت کرده،گوید: «چه حجت‌های شرعی دارم و شهری گواه،که پار بر آن مجلس‌ ادیم سادهء سهیل پرورد سپرده‌ام،امسال به من کیمخت متشنج آبله خور باز می‌دهد،نپذیرم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.