Skip to main content
فهرست مقالات

عرفان علامه طباطبایی رحمه الله

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (9 صفحه - از 6 تا 14)

کلیدواژه ها :

تـوحید ،عرفان ،صفت ،اسم

کلید واژه های ماشینی : توحید ، عرفان ، اسلام ، اسما ، معرفت ، معرفت ، ذات ، اسلام ناب ، معنا ، صفات

در این مقاله عرفان در سیر تحولی و تطوری‌اش، از ابتدا تا قرن نهم قمری بحث و بررسی، و بر معنای «معنویت‌گرایی» و «وجهه الاهی» عرفان که منظور نظر صائب و ثاقب مرحوم علامه طباطبایی رحمه‌الله در آثار و اثمار وجودی‌اش بود، تکیه و تأکید شده است که اولا این معنا در فطرت آدمیان و همه ادیان و مذاهب و ملل و نحل موجود است و ثانیا حقیقت معنویت‌خواهی و راه و روش نیل به آن و شریعت کاملی که موصل و مؤدی انسان سالک به اوج معنا و قله بلند کمال و قرب الاهی است، در اسلام ناب متجلی شده است. از طرف دیگر، «توحید» که غایت قصوی و مقصد اسنی در عرفان اصیل اسلامی و فوق نگرش کلامی و فلسفی است و به «توحید» حالی، شهودی و ... می‌رسد، در حقیقت، باطن همه ساحت‌های سه‌گانه معارف اسلامی یعنی عقیدتی، اخلاقی و عرفانی، و فقهی و شرعی است و «انسان کامل»، همانا انسان موحد ناب است و توحید، فنا در ذات الاهی، فنای ذاتی، صفاتی و افعالی خواهد بود که مرحوم علامه در رسالة التوحید به نحو احسن و اکمل، وحدت حقه حقیقیه را تبیین، آن‌گاه اسما و مراتب اسمای حسنای الاهی را نیز در رسالة الاسماء ترسیم و تصویر کرده است. به هر حال، نویسنده، کاربرد چهارم یعنی «معنویت مداری» و وجهه الاهی عرفان را عمق اندیشه‌های عرفانی علامه و «توحید ناب» را اوج تکامل عرفانی و خلاصه و عصاره عمیق و شگرف و شگفت اسلام ناب برمی‌شمارد که مختص فرهنگ و شریعت و معارف اسلام ناب است و دیگر هیچ.

خلاصه ماشینی:

"4. کاربرد چهارم و مهم «عرفان»، مقوله‌ای معادل «معنویت» و «وجهه الاهی» است که این مقوله در این استعمال، در حوزه عرفان و تصوف رسمی خلاصه نمی‌شود، و محدود نمی‌ماند و حتی قسیم دیگر انواع و شاخه‌های معرفت بشری هم نیست؛ بلکه مفهومی گسترده و فراگیر دارد که همه ساحت‌های دانش و بینش را شامل می‌شود؛ یعنی آن‌گاه که بخواهیم به موضوع و بحثی از جنبه الاهی و معنوی آن نگاه کنیم و وجهه و صبغه ربانی آن را لحاظ کنیم، مقوله «عرفان» را به کار می‌گیریم و روشن است که چنین کاربردی در حوزه همه دانش‌ها و بینش‌ها می‌تواند مورد داشته باشد؛ برای مثال اگر در عالم فقاهت به جنبه‌های باطنی احکام شرع بپردازیم و راز و رمز و اسرار ملکوتی نماز و روزه و حج و جهاد را چنان‌که سنت بسیاری از بزرگان بوده است، باز بشناسیم، به «عرفان احکام» پرداخته‌ایم و «عارف» در این معنای فراگیر، دیگر به هیچ نحله و مشربی متعلق نیست؛ بلکه معنایی معادل و برابر با «عالم ربانی» دارد که همه ساحت‌های معرفت را با نگاه خدابینانه خود به یک‌دیگر گره می‌زند و در هر چه می‌نگرد، سیمای خدا را می‌بیند. مقالاتی چون درسی از قرآن، عالم غیب، معنویت تشیع و نظایر آن، سرشار از همین آموزه‌ها و ارزش‌های عرفانی است که به زبان ساده و بی‌پیرایه برای استفاده عموم مردم نگارش یافته، همچنان به سیر تکاملی خود ادامه می‌دهد تا به آرا و انظار قیم و محکم و تخصصی عرفان می‌رسد که نمونه‌های اعلای آن را در تفسیر کم نظیر المیزان و در ذیل آیات شریفه قرآن می‌توان دید که چون ما در اندیشه تألیفی بزرگ با همین عنوان (عرفان حضرت علامه)هستیم، بحث مستوفای این جریان تکاملی را به آن کتاب وامی‌گذاریم و در این مقاله، به مبانی آرای علامه در مقوله اصلی عرفان که معرکه آرای صاحب‌نظران این مشرب و شالوده اساسی همه بحث‌های نظری عرفان اسلامی است، می‌پردازیم و رأی و نظر این عارف الاهی را در بحث توحید رقم می‌زنیم و گوشه‌ای از لطایف و حقایقی را که در کتاب مستطاب الرسائل التوحیدیه بیان فرموده‌است، باز می‌گوییم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.