Skip to main content
فهرست مقالات

موسیقی ایران تأمل عاشقانه

نویسنده:

(22 صفحه - از 263 تا 284)

کلید واژه های ماشینی : موسیقی ، موسیقی ایران ، هنر ، شاه ، نوازندگان ، موسیقی ایران تأمل عاشقانه ، سرود ، آواز ، استاد ، موسیقی‌دانان

خلاصه ماشینی:

"حکیم طوس در شاهنامه،پایان کار باربد را به گونه‌یی دیگر می‌سراید: چو آگاه شد باربد،زان‌که شاه‌ بپرداخت بی‌رأی و بی‌کام گاه‌ ببرید هر چار انگشت خویش‌ بریده همی داشت در مشت خویش‌ چو در خانه شد آتشی برفروخت‌ همه آلت خویش یسکر بسوخت شاعر گنجه در دیوان خود کم‌تر از سرکش یاد می‌کند،اما شعر خود را با نوای موسیقی باربد و نکیسا، دو موسیقی‌دان نامی درمی‌آمیزد: نکیسا چون زد این افسانه بر چنگ‌ ستای باربد برداشت آهنگ‌ چو رود باربد این پرده پرداخت‌ نکیسا زود چنگ خویش بنواخت و در ادامه سخن،نظامی به سی لحن از الحان بی‌مانند (به تصویر صفحه مراجعه شود) باربد اشارت می‌کند و آن‌ها را چنین نام می‌برد: چو باد از گنج باد آورد راندی‌ ز هر بادی لبش گنجی فشاندی‌ چو گنج گاو را کردی نواسنج‌ برافشاندی زمین هم گاو و هم گنج‌ ز گنج سوخته چون ساختی راه‌ ز گرمی سوختی صد گنج را آه‌ چو شادروان مروارید گفتی‌ لبش گفتی که مروارید سفتی‌ چو تخت طاقدیسی ساز کردی‌ بهشت از طاق‌ها در باز کردی‌ چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز شدی اورنگ چون ناقوس از آواز چو قند از حقهء کاووس دادی‌ شکر کالای او را دوست دادی‌ چو لحنم ماه بر کوهان گشادی‌ زباشن ماه بر کوهان نهادی‌ چو بر گفتی نوای مشک دانه‌ ختن گشتی ز بوی مشک خانه‌ چو زد ز آرایش خورشید راهی‌ در آرایش بدی خورشید ماهی‌ چو گفتی نیمروز مجلس افروز خود بی‌خود بدی تا نیمهء روز چو بانگ سبز در سبزی شنیدی‌ ز باغ سبز،سبزه بر دمیدی‌ چو قفل رومی آوردی در آهنگ‌ گشادی قفل گنج از روم و از زنگ‌ چو بر دستان سروستان گذشتی‌ صبا سالی به سروستان نگشتی‌ وگر سرو سهی را ساز دادی‌ سهی سروش به خون خط باز دادی‌ چو نوشین باده را در پرده بستی‌ خما بادهء نوشین شکستی‌ چو کردی رامش جان را روانه‌ ز رامش جان فدا کردی زمانه‌ چو در پرده کشیدی ناز(ساز)نوروز به نوروزی نشستی دولت آن روز چو بر مشگویه کردی مشک مالی‌ همه مشگو شدی پر مشک عالی‌ چو نو کردی نوای مهرگانی‌ ببردی هوش خلق از مهربانی‌ چو بر مروای نیک انداختی فال‌ همه نیک آمدی مروای آن سال‌ چو در شب برگرفتی راه شبذیر شدندی جملهء آفاق شب‌خیز چو بر(در)دستان شب فرخ کشیدی‌ از آن فرخنده‌تر شب کس ندیدی‌ چو یارش رای فرخ روز گشتی‌ زمانه فرخ و فیروز گشتی‌ چو کردی غنچهء کبک دری تیز ببردی غنچه کبک دلاویز چو بر نخجیرگان تدبیر کردی‌ بسی چون زهره را نخجیر کردی‌ چو زخمه راندی از کین سیاووش‌ پر از خون سیاووشان شدی گوش‌ چو کردی کین ایرج را سرآغاز جهان را کین ایرج نو شدی باز چو کردی باغ شیرین را شکر بار درخت تلخ را شیرین شدی بار فرهنگ فارسی معین معلوم می‌دارد که دستگاه‌های‌ موسیقی ایران از قبل نیز وجود داشته‌اند،اما باربد،در آن‌ها اصلاحات و تغییراتی را به وجود آورده است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.