Skip to main content
فهرست مقالات

اینترنت بسان سمبلی برای خدا

نویسنده:

(6 صفحه - از 48 تا 53)

آنچه در مقاله «اینترنت بسان سمبلی برای خدا» نوشته چارلز هندرسن مطرح می‌گردد، در واقع ارائه یکی از دیدگاه‌هایی است که درباره تاثیر اینترنت و فنّاوری نوین اطلاعاتی در تصور انسان از خدا بحث می‌کند و ما با وجود همه انتقادهایی که نسبت به مبانی این نظریه و تعابیر به‌کار رفته در آن داریم، به منظور آشنا نمودن خوانندگان با این نوع دیدگاه‌ها آن را در معرض استفاده و اطلاع قرار می‌دهیم. گفتنی است که این مقاله توسط مترجم آن آقای عیسی جهانگیر مورد نقد و بررسی قرار گفته که بعد از نوشته مزبور ارائه گردیده است.

خلاصه ماشینی:

"آیا تعهد فرهنگ مدرن به فناوری رایانه‌ای به این معناست که یک شکاف همواره فزاینده‌ای بین دارندگان اطلاعات و فاقدان آنها، یا بین تهیدستان و ثروتمندان خواهد بود؟ آیا خدای جدید عصر اطلاعات فقط به اشخاصی اهمیت خواهد داد که فرصت کافی برای برخورداری از رایانه‌های حرفه‌ای را داشته باشند؟ آیا شبکه‌های رایانه‌ای در همان جهتی که تلویزیون رشد کرد؛ یعنی به سوی یک رسانه تفریحی تا یک رسانه روشنگر رشد خواهند کرد، یا به سوی فناوری‌ای که موفقیت آن تنها زمانی است که کاربران آن، مصرف کنندگان غیر فعال باشند؟ آیا تجاربی که فناوری جدید در سر می‌پروراند، جایگزین کم‌ارزشی برای زندگی معنوی و مقتدر ارائه خواهد کرد؟ در این جهان ناآرام، آیا دین آن گونه که کارل مارکس گفته بود، بسان افیون جدید نیرومند انسان‌ها خواهد بود؟ عجیب آنکه شدت چنین سؤال‌هایی، شاید خود محکم‌ترین دلیل بر این باشد که در حقیقت اینترنت نماد بسیار خوبی برای خداست. وی ابتدا با طرح سؤال، چگونگی کاربرد این نماد را برای وجود مقدس الهی سنجیده و ضمن نقد و رد شایستگی این نماد برای خدای مقصود در عقاید سنتی ادیان ابراهیمی، در نهایت با تبیین بیشتر جایگاه شبکه عالم‌گستر اینترنت و امتیاز خاص آن بر دیگر رسانه‌ها و همچنین با استناد به جملاتی از متکلم برجسته معاصر پل تیلیش (1886-1965م) چنین نتیجه می‌گیرد که اینترنت نماد خوبی برای خداوند است و در تایید نظر خود نوشته‌اش را با این جمله به یاد ماندنی پایان می‌بخشد که: «شاید در حقیقت خدا همان شبکه بزرگ‌تری باشد که شبکه‌ای بزرگ‌تر از آن را نمی‌توان تصور کرد»."

صفحه: از 48 تا 53
48 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

49 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

خـود انـجام مى‏دهند، شبكه‏هاى‌ رايانه‏اى‌ نيز سرانجام‌ نه‌ تنها‌ مانند بخشى از خود يك فرد‌، بـلكه‌ امـتداد خـود خواهند بود.

افزون بر اين، به نظر مى‏رسيد كه اينترنت‌ در‌ همان آغاز از لحاظ اندازه و كاركرد‌، در حال گسترش بـوده‌ اسـت‌ و اين گـسترش همراه با نيرويى‌ است‌ كه نه قابل پيش بينى است و نه قابل برنامه‏ريزى.

شـهرت و مـحبوبيت اينترنت به‌ جايى‌ رسيد كه حتى كارشناسان زبردستى‌ چون‌ بيل‌ گيتس را به‌ حيرت‌ واداشت.

واقعيت اين است‌ كهـ‌ بـه هزار و يك دليل مى‏توان اظهار داشت كه رشد و گسترش اينترنت بسيار فراتر از‌ ظرفيت‌، گنجايش و تـوانايى مـعماران خويش در كنترل‌ آن‌ مى‏باشد.

اگر‌ اينترنت‌ بـه‌ مـنزله سـمبل خداوند ايفاء‌ نقش مى‏كند، بايد پرسيد كه اين اسـتفاده و سـمبل چه نوع سمبلى است؟ يا مهم‏تر از آن‌، اين‌ سمبل به چه نوع خدايى معطوف‌ است؟

بـديهى‌ اسـت‌ اينترنت‌ كاملاً‌ متفاوت با سـمبل‏هايى‌ اسـت‌ كه در اديان رايج و مشهور اسـت. خـداى آفـريننده، همه جهان و جهانيان را با يك فرمان بـه‌ هـست‌ شدن‌ و هستى فرا مى‏خواند. اينها تصاويرى است كه‌ مذهب‌ در‌ برابر‌ ما‌ قـرار‌ مـى‏دهد. امروز اين تصاوير به واسطه حضور در اينـترنت، در اذهان بشر تداعى مـى‏شوند.

هـنگامى كه اين تصاوير را در زمينه تاريخى و باستانى آن جـدا كرده و تـوسط‌ رايانه در مقابل چشمانمان قرار دهيم، آشكار مى‏شود كه تا چه اندازه براى آنها اعـتبار و هـميت باقى مى‏ماند.

در دورانى كه كه ما از وابـستگى مـتقابل انـسان و طبيعت بيش از‌ پيشـ‌ آگـاهيم، بسيار مغرورانه خواهد بـود كه انـسان را صرفاً به اين دليل كه همانند خداوند آفريده شده، برترين موجود بدانيم.

در اين جامعه پساصنعتى، سمبل‏هاى سنتى زنـدگى مـعنوى ساختار‌ شكنى‌ شده و سمبل‏هاى نامناسبى بـراى بـشر به وجـود آمـده اسـت.

چندى است كه دانش‏آموزان مـدارس آمريكايى به گونه‏اى آموزش ديده‏اند كه جهان را از‌ منظر‌ علمى نگاه كنند. سياره‏ها، ستارگان‌ و تمام‌ كهكشان‏ها بـه شـكل اتفاقى در عالم پخش شده‏اند.

وقتى بـا رويكردى عـلمى در مـى‏يابيم كه مـفاهيمى چـون «بالا» و «پايين» سازه‏هايى كامـلاً بـشرى هستند، ديگر‌ چه‌ معنا خواهد داشت كه‌ از‌ آسمان در بالاى سر و جهنم پايين سخن بگويم. در زمان ما، عـلم خـط فـاصل دقيقى بين فهم مردم از سازوكار واقعى جـهان و تـصورات مـذهبى از سـازوكارهايى كه بـايد جـهان طبق‌ آنها‌ عمل كند، كشيده است.

با افول و زوال قدرت سمبل‏هاى دينى مشخص، سمبل‏هاى ديگرى ظهور كرده و جاى آنها را مى‏گيرند. با ارزيابى مجدد زيبايى و ظرافت طبيعت، معمولاً اشياء جـهان خارج را‌ آن‌ گونه مى‏بينيم‌ كه گويى نيرويى سمبليك دارند؛ كوه‏ها، رودها، اقيانوس‏ها سخن از قدرت و حضورى ماوراى خويش سر مى‏دهند؛ گياهان‌ و حيوانات، نه به مثابه موجودات و مخلوقاتى براى استفاده و لذت‏جويى انسان، بـلكه‌ بـه‌ عنوان‌ بخش‏هاى متحدى از يك كل بزرگ‏تر مشاهده مى‏شوند.

از اين گذشته، چنين تغييرى در سلسله سمبل‏هاى مقدس ‌‌نه‌ از روى هوس يكايك مؤمنان، بلكه از دل مجموعه‏اى از عوامل فرهنگى، اجتماعى‌ و سياسى‌ برخاسته‏اند‌. آشكارا، دورنماى دين آمريكايى دچار آشوب‏هاى تكان دهـنده‏اى اسـت.

از زمان پيدايش جمهورى، آمريكايى‏ها بيرون‌ از زندگى دينى خويش كه معمولاً وابسته به يكى از چند فرقه مسيحى‌ است، زندگى كرده‏اند. اين‌ فرقه‏ها‌ و مكاتب كه تاريخ ملت آمريكا ارتـباط و آمـيختگى شديدى با آنها دارد، امروزه در حـال افـول است.

همچنان كه فرقه‏هاى كهن از بين مى‏روند، گروهاى دينى جديد ظهور مى‏كنند و جاى آنها را‌ مى‏گيرند؛ گروه‏هايى چون: كليساهاى كوچك، كليساهاى از راه دور و گروه‏هاى اخلاقى.

در همين حال، مـعبد بـودايى، مسجد مسلمان و كتاب‏فروشى عـصر جـديد، بخش جداناپذيرى از معنويت در وضع كنونى آمريكا شده است‌.

در‌ حال حاضر، زندگى معنوى در آمريكا به جاى اينكه در داخل فرقه‏هاى سنتى شكل گيرد، از طريق جنبش‏ها، انجمن‏ها، شبكه‏ها، وزارت‏ها و البته رسانه‏هاى ارتباط جـمعى شـكل مى‏گيرد. اگر خداوند در‌ گذشته‌ به عنوان امرى صرفاً فرامادى درك مى‏شد، در عصر اطلاعات به طور فزاينده‏اى در جاهاى عمومى و همگانى قابل مشاهده و در هر لحظه‏اى از زمان قابل دسترسى است.

اگر در‌ دوران‌ امپراطورى، پروردگـار از روى اريكهـ‏اى از بالا فـرمانروايى مى‏كرد، در عصر دموكراسى در درون دل‏ها و اذهان تك‏تك مؤمنان جاى دارد و تمامى مخلوقات

50 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

51 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

52 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

53 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10