Skip to main content
فهرست مقالات

بازبینی تاریخی اخلاق رایانه ای از دریچه دانشنامه استنفورد

(4 صفحه - از 54 تا 57)

خلاصه ماشینی:

"«اخلاق رایانه» از یک سو ممکن است به صورت بسیار محدود و به عنوان تلاش‌های فیلسوفان حرفه‌ای برای اعمال نظریه‌های اخلاقی متعارف نظیر: فایده گرایی، کانت گرایی و یا اخلاق فضیلت‌محور به مضامین مربوط به کاربرد فناوری رایانه قلمداد شود. اگر چه «وینر» در این کتاب از واژه «اخلاق رایانه» که استفاده از آن دو دهه پیش رواج پیدا کرد استفاده نکرد، اما وی به تعریف یک بنیاد جامع و فراگیر پرداخت که امروزه به عنوان پایه و اساس قدرتمند تحقیق و تحلیل اخلاق رایانه مورد استناد قرار می‌گیرد. به دلیل کارهای «پارکر»، «ویز نباوم»، «منر» و دیگران، بنیادی برای اخلاق رایانه‌ای به عنوان یک رشته دانشگاهی تأسیس شد؛ اما متأسفانه دستاوردهای وینر در این زمینه نادیده گرفته شد. در زمینه روان‌شناسی و جامعه‌شناسی کتاب‌های وابسته به این عرصه منتشر شده بود که در این میان می‌توان به کتاب «خود دوم» (1984) نوشته «شری تورکل» از مؤسسه تحقیقاتی ماساچوست درباره تأثیر رایانه بر روان انسان و نیز کتاب «رایانه‌ها و تغییر اجتماعی: اطلاعات، خاصیت و قدرت» (1987) نوشته «گجودیث پرول» با رویکری جامعه شناسانه به رایانه و ارزش‌های انسان، اشاره کرد. در اوایل دهه 80 م که «تریل وارد بینوم» با «منر» در انتشار کتاب «کیت آغازگر در اخلاق رایانه‌ای» همکاری می‌کرد، بیشتر فیلسوفان و دانشمندان رایانه‌ای این رشته را بی اهمیت می‌خواندند؛ اما «بینوم» کار «منر» را ادامه داد و رشته‌هایی در همین زمینه به وجود آورد و کارگاه‌هایی نیز در این باره برگزار کرد."

صفحه: از 54 تا 57
54 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

55 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

دهه 1940 و 1950

اخلاق رايانه به عنوان يك عرصه مطالعه در مؤسسه‌ فناورى‌ ماساچوست‌، در طى جنگ جـهانى دومـ‌؛ يعنى‌ اوايل‌ دهه 1940 م ريشه دارد. پرفسور «توربرت وينر» در اين مؤسسه به شكل‏گيرى توپ ضد حملات هوايى كمك كرد كه قابليت از‌ بين‌ بردن‌ هواپيماهاى سريع جنگى را داشت.

چالش مهندسى اين‌ پروژه‌ باعث شد كه «وينر» و عـده‏اى از هـمكارانش رشـته تازه تحقيقاتى به وجود آورنـد كه «وينـر» آن را «سـايبرنتيك» (فرمان‏شناسى‌) ناميد‌؛ يعنى‌ علم نظام‏هاى باز خورد اطلاعات. اين مفاهيم، زمانى كه با‌ رايانه‏هاى ديجيتال در حال پيشرفت در آن زمان تركيب شد باعث گرديد كه «وينـر» بـرخى اسـتنتاج‏هاى هوشمندانه اخلاقى‌ درباره‌ فناورى‌ را به وجود آورد كه امروزه مـا آن را فـناورى اطلاعات‌ و ارتباطات‌ (ICT) مى‏ناميم. وى با فراست، تبعات تحولى اجتماعى و اخلاقى را پيش‏بينى كرده بود.

براى مثال، او‌ در‌ سال‌ 1948 م در كتاب خود تحت عنوان «سـايبرنتيك يا كنـترل و ارتـباط در ماشين‌ و حيوان‌» چنين‌ گفت: «براى مدت‏ها اين امر براى من روشـن بوده است كه ماشين محاسبه بسيار‌ سريع‌، ماشينى‌ جهت كنترل خودكار به حساب مى‏آمد و نيازى نبود كه ورودى و خروجى آن در قالب‌ ارقـام‌ و اشـكال بـاشد. اين ماشين به ترتيب دريافت‏هاى اعضاى حسى مصنوعى همچون سلول‏هاى فتوالكترويك‌ يا‌ دمـاسنج‌ اسـت و عملكرد موتورها يا سولنئيد به حساب خواهد آمد. ما اكنون در مقام ساخت‌ ماشين‏هاى‌ مصنوعى با تمام سـطح ظـرافت و دقـت عملكرد هستيم. مدت زمان بسيارى پيش از‌ ناكازاكى‌ و آگاهى‌ عمومى درباره بمب اتمى، بـه ذهـن مـن رسيد كه در حضور يك استعداد اجتماعى با‌ اهميت‌ بسيار درباره خير و شر هستيم».

در سال 1950 م «وينر» كتـاب شـگفت‏انگيز خـود‌ را‌ تحت‌ عنوان» استفاده انسان از انسان» منتشر كرد. اگر چه «وينر» در اين كتاب از واژه‌ «اخلاق‌ رايانه‌» كه اسـتفاده از آن دو دهـه پيش رواج پيدا كرد استفاده نكرد‌، اما‌ وى به تعريف يك بنياد جامع و فراگير پرداخت كه امروزه به عنوان پايه و اسـاس قـدرتمند تـحقيق‌ و تحليل‌ اخلاق رايانه مورد استناد قرار مى‏گيرد. موضوعات كتاب «وينر» عبارت‏اند از:

توصيفى‌ از‌ هدف زنـدگى انـسان، چهار اصل عدالت، يك‌ شيوه‌ قدرتمند‌ براى اخلاق كاربردى، بحث‏هاى بنيادى پرسش‏هاى اخلاق‌ رايانـه‌ و مـثال‏هايى از نـمونه‏هاى اخلاق رايانه.

بنياد اخلاق رايانه «وينر» بسيار جلوتر از زمان‌ خود‌ بود و واقعاً در طى چندين‌ دهـه‌ نـاديده گرفته‌ شد‌. در‌ نظر او ادغام فناورى رايانه در‌ جامعه‌ در نهايت به دوباره بنا كردن جـامعه مـنجر مـى‏شود. اين امر، نيازمند‌ فرايند‌ چند بعدى است كه سال‏ها تلاش‌ مستمر را طلب مى‏كند‌ و همه‌ چيز را از ريشه تـغيير‌ مـى‏دهد‌.

پروژهـ‏اى به اين وسيعى الزاماً در بر گيرنده وظايف و چالش‏هاى گسترده و گوناگون است‌. كسانى‌ كه بـا اين امـور كار‌ مى‏كنند‌، بايد‌ به تغييرات افراطى‌ در‌ محل كار خود سازگار‌ باشند‌؛ دولت بايد قانون‏ها و آيين‏نامه‏هاى تازه‏اى وضع كند، صـنعت‏ها و تـجارت‏ها بايد سياست‏ها و خط مشى‏هاى تازه‏اى‌ ابداع‌ كنند، سازمان‏هاى حرفه‏اى بايد اصول تـازه‏اى‌ بـراى‌ اعضاء خود‌ به‌ وجود‌ آورند، جامعه‏شناسان و روانـ‏شناسان بـايد‌ پديدهـ‏هاى اجتماعى و روان‏شناسى را مطالعه و درك كنند و فيلسوفان بايد در مـورد مـفاهيم اخلاقى و اجتماعى قديمى‌ دوباره‌ فكر كنند و به تعريف دوباره مفاهيم‌ مبادرت‌ ورزند‌.

دهـه‌ 1960‌

در اواسـط دهه‌ 1960‌ م «دون پاركر» از SRI اينترنشنال (مؤسسه تحقيق اسـتنفورد) در مـنلو پارك كاليفرنيا آغـاز بـه بـررسى استفاده‌ غير‌ اخلاقى‌ و غير قانونى از رايانـه تـوسط متخصص رايانه‌ كرد‌.

پاركر‌ مى‏گويد‌: «به‌ نظر‌ مى‏رسد كه زمانى كه مردم به مركز رايانه وارد مـى‏شوند، اخـلاق را پشت سر خود جاى مى‏گذارند و بـه نوعى آن را ناديده مى‏گيرند». وى نـمونه‏هاى جـرم‏هاى رايانه‏اى‌ و ديگر فعاليت‏هاى رايانه‏اى غـير اخـلاقى را

56 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10

57 ره آورد نور , بهار 1384 - شماره 10