Skip to main content
فهرست مقالات

اندیشه های جامی در مثنوی هفت اورنگ

نویسنده:

ISC (36 صفحه - از 119 تا 154)

کلیدواژه ها :

تشبیه و تنزیه ،وحدت وجود ،جامی ،هفت اورنگ ،اندیشه‌ها و عرفان جامی ،فناء الله ،جبر و اختیار ،عشق‌

کلید واژه های ماشینی : جامی ، سلسلة الذهب ، عشق ، شاعر ، لیلی ، تشبیه ، اندیشه‌های جامی در مثنوی هفت‌اورنگ ، تشبیه و تنزیه ، اندیشه ، تحفة الاحرار

اغنیا و قدرتمندان خفت و خواری نشان دهد و این یکی از صفات نیک اوست. همچنین این منظومه‌ها از اطلاعات وسیع او در زمینه‌های مختلف از قرآن و حدیث و حکمت و عرفان و...حکایت می‌کند که تحلیل و بررسی موضوعی و همه جانبهء آن،ما را با وسعت اندیشه و حدود اطلاعات و اوضاع اجتماعی و سیاسی زمانهء او آشنا می‌کند. از آنجا که بهترین وسیلهء شناخت هر گوینده و شاعری،آثار قلمی‌ اوست؛در این نوشته کوشش شده است ضمن ارائه تصویری کلی از نور الدین‌ عبد الرحمن جامی-بزرگترین شاعر و ادیب قرن نهم هجری-و منظومه‌های‌ هفتگانهء وی،جریان افکار و اندیشه‌های او در مورد برخی مسایل،از قبیل‌ وحدت وجود،تشبیه و تنزیه،جبر و اختیار و عشق ترسیم شود و نیز برخی‌ دیدگاههای اعتقادی و انتقادی او در قبال طبقات مختلف اجتماع بر مبنای‌ هفت اورنگ تحلیل و ارائه گردد. مطالعهء هفت اورنگ نشان می‌دهد که موقعیت اجتماعی و مناعت طبع‌ جامی او را از مداحی و چاپلوسی،بازداشته و اجازه نداده است که او در مقابل‌

خلاصه ماشینی:

"شاعر،از اینکه گنج جان در ویرانهء جسم بماند،احساس ملالت می‌کند: چند بر طلعت خود پرده نهی‌ پرده بردار که بی‌پرده بهی‌ حبانگ بر سلسلهء عالم زن‌ سلک این سلسله را بر هم زن‌ عرش را ساق بجنبان از جای‌ در فکن پایهء کرسی از پای 65 عبد الرحمن جامی براساس این اندیشه آرزو دارد که مهر و ماه و تمامی ستارگان متلاشی شوند،کمر جوزا و عقد ثریا گشوده گردد،چنگ زهره‌ شکسته شود،نظام عالم در هم ریزد؛خلاصه اینکه قیامتی بر پا گردد و هر چه‌ مانع است،از میان برخیزد: کمر بستهء جوزا بگشای‌ گوهر عقد ثریا بگشای‌ زهره را چنگ طرب زن به زمین‌ چند باشد به فلک بزم‌نشین 75 جامی با اعتقادی که به معاد دارد به هشدار می‌دهد که قیامتی‌ در پیش است و باید در فکر روز قیامت بود؛زیرا در آن روز فقط با اعمال‌ خدا پسندانه راه نجاتی وجود خواهد داشت. چنین‌ نگرشی در مورد علمای بی‌عمل و صوفیان،در مثنوی تحفة الاحرار و سلسلة الذهب نیز دیده می‌شود: سر پر از کبر و دل از اعجاب‌ روی در خلق و پشت بر محراب صف زده گردش از خران گله‌ای‌ درفکنده به شهر ولوله‌ای 56 جامی حتی ذکر و سماع و رقص چنین افرادی را ریایی بیش تلقی‌ نمی‌کند و چنین اعمال و حرکاتی را نه تنها مایهء کمال نمی‌داند،بلکه حرکت به‌ سوی نقص می‌پندارد: آن یکی بر دهان کف آورده‌ و ز کف خود طپانچه‌ها خورده‌ و آن دگر جیب و خرقه چاک زده‌ دم به دم آه دردناک زده‌ و آن دگر یک به های های دروغ‌ کرده آغاز گریه‌های‌دروغ 66 4-3-انتقاد از فلسفه و خرد محوری جامی فلسفیان را دین‌برانداز خوانده و آنان را برای دین خطرناک‌ دانسته است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)