Skip to main content
فهرست مقالات

بومی سازی جامعه شناسی

مصاحبه شونده:

(10 صفحه - از 7 تا 16)

کلیدواژه ها :

جامعه‌شناسی ،بومی‌سازی ،جامعه‌شناسی اسلامی ،علم بومی

Sociology ،Islā ،Localization ،mic sociology ،local science

کلید واژه های ماشینی : بومی ، بومی‌سازی ، اسلامی ، علم ، بومی‌سازی جامعه ، جامعه‌شناسی ، جامعه ، بومی‌سازی جامعه‌شناسی اسلامی ، علوم اجتماعی ، غرب

بحث از«بومی‌سازی جامعه‌شناسی»از جمله مباحث چالش‌زا و مطرح در قلمرو علوم‌ انسانی،به ویژه جامعه‌شناسی است.در همایشی که به همت گروه جامعه‌شناسی‌ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله برگزار گردید.این موضوع به تضارب آراء گذشته شد.در حاشیه این همایش میزگردی تحت عنوان«بومی‌سازی جامعه‌ شناسی اسلامی»با حضور استادان محترم جناب حجج الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا،اکبر میر سپاه و دکتر پناهی برگزار گردید.به دلیل اهمیت موضوع،این‌ نشست علمی از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.آنچه باید گفت:جامعه‌شناسی در خاستگاه خود علمی بومی است و در جوامع شرقی غیر بومی.علاوه بر این، میان بومی‌سازی و اسلامی‌سازی باید تفاوت گذاشت. از سوی دیگر،باید در بومی‌سازی توجه کنیم که چه مبنایی را می‌پذیریم:اسلامی یا پوزیتویستی؟این گفت‌وگو به چند و چون این موضوع می‌پردازد.

خلاصه ماشینی:

"حال اگر ما یک‌دستی غیر واقعی را از جامعه‌شناسی غربی نفی کنیم،یعنی به این قائل‌ نشویم که علم جامعه‌شناسی یک دست هماهنگ و شفاف و روشنی در حوزه علوم اجتماعی‌ غربی وجود دارد که ما آن‌را وارد کرده‌ایم،این پرسش پیش می‌آید که وقتی بحث بومی‌سازی‌ را بیان می‌کنیم،کدام پارادایم یا نظریه یا رهیافت را می‌خواهیم بومی کنیم؟آن جامعه‌شناسی‌ اثباتگرا و تجربه‌گرا و حس‌گرای معتقد به جهان‌شمولی جامعه‌شناسی را می‌خواهیم بومی کنیم‌ یا آن علم ذهنیت‌گرای مدعی غیر قابل تعمیم و غیر اثباتی بودن را،که معتقد است‌ جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی ماهیت فرهنگی دارند؟زیرا در جامعه‌شناسی غرب،در حوزهء جامعه‌شناسی علم که موضوع آن بررسی ظاهر و محتوای علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی است، دیدگاه‌هایی وجود دارد که می‌گویند اساسا علم موجود،دیگر آن علم پوزیتیویستی جهان‌شمول‌ اثباتی نیست و ما دیگر اثبات‌گرایی را قبول نداریم. اگر این پیش‌فرض را مورد سؤال‌ قرار دهیم،که آیا در این کشورها یا حتی در ایران،واقعا فرهنگ غالب موجود فرهنگ اسلامی‌ است؟آیا فرهنگ این پنجاه و چند کشور به حدی مشترک است که همهء آنها خاستگاه یک نوع‌ علم اسلامی بشوند،یا یک نوع علم اسلامی تولید شده در یک کشور اسلامی،به طور یکسان‌ قابل استفاده و کاربرد در همه آنها باشد؟آیا«فرهنگ اسلامی»موجود در این کشورها خود فراتاریخی است؟ماهیت این جامعه‌شناسی و یا علوم اجتماعی اسلامی چگونه باید باشد که‌ بتواند در این بوم‌ها و تنوع‌های فرهنگی به یکسان قابل استفاده و مفید باشد؟برای مثال، افرادی زیادی می‌گویند فرهنگ فعلی ایران،تلفیقی از فرهنگ اسلامی و غربی و ایرانی است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.