Skip to main content
فهرست مقالات

داستان/ گزارش یک جنایت/ قسمت آخر

نویسنده:

(3 صفحه - از 80 تا 82)

کلید واژه های ماشینی : زن، جنایت، متهم، مدرسه، عفت، کلانتری، نازنین، فرار، خبر، مادر زنش عفت

خلاصه ماشینی:

"خواهر نازنین گفت:اختلاف مسعود قبل از هرچیز با مادرم شروع شد،مادرم اصلا راضی‌ نبود که نازنین باهاش ازدواج کنه و از همان‌ دقیقه اول هم آبشون توی یک جو نرفت تا این‌ که باعث جدایی شد،آن روز هم او برای قتل‌ مادرم آمده بود که خوشیختانه در منزل نبوده و دستش به اون نرسیده... آنهاکه پیش از آن با مسعود تماس تلفنی داشتند،همه به او آدرس دروغ داده بودند اما حالا جان عفت واقعا در خطر بود و قاتل در بدر به دنبال او می‌گشت به همین جهت اکیپی از مأمورین کارکشته در همان ساعت و به محض‌ وصول این خبر در اطراف مخفی‌گاه عفت به‌ کمین نشستند تا شب شد،صبح آمد و حدود 6 صبح بود که پس از ساعت‌ها انتظار بالاخره‌ سروکله مردی با عینک دودی و بارانی آبی رنگ‌ پیدا شد که آهسته به ساختمان نزدیک شد و بدون آن‌که به اطرافش نگاهی بیندازد از درگذشت،از پله‌ها بالا رفت که در یک لحظه‌ مأمورین او را محاصره کردند و به دامش‌ آوردند: -از جون من چی می‌خواین؟ -بازی تمون شد. -پس چرا به مأمورین نگفتی؟ -او دوست من بود تازه من چه می‌دونستم‌ که مسعود دست به جنایت زده کارت‌ شناسائیش‌رو داد و گفت حوصله ندارم،فرزانه‌ رو بیار،فرزانه هم که با من آشنایی کامل دارد، هفته‌ای چند روز به منزل آنها رفت‌وآمد داشتم‌ با دیدن من اصلا تعجب نکرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.