Skip to main content
فهرست مقالات

داستان«نامه»/ قسمت پایانی

نویسنده:

(4 صفحه - از 87 تا 90)

کلید واژه های ماشینی : پدر و مادر ، ازدواج ، خانواده‌ها ، اشتباه ، فکر ، دختر خوب ، فریده ، مادران محرم اسرار دختران ، بدهی ، دوستان همکلاسی فریده

خلاصه ماشینی:

"مگر نشنیده‌ای که می‌گویند:"شاهنامه‌ آخرش خوش است‌"و یا"جوجه را آخر پاییز می‌شمارند؟!"وقتی در مقابل خواسته‌ کسی تسلیم شدی و نامه دادی و نامه‌ گرفتی،فرقی در طول و عرض نامه‌ نمی‌کند!راستی آن همه نامه را کی‌ می‌خواندی و چگونه جواب می‌دادی و چرا هر روز خودت را به او می‌رساندی و ساعتها در ماشینش‌ می‌ماندی؟!و چرا(به تصویر صفحه مراجهع شود) دوستت را به آنجا می‌کشاندی؟!که صد البته کار دوستت هم‌ اشتباه و به دور از عقل‌ و منطق بوده است و هیچ دختر نجیب و عاقلی چنین کاری را نمی‌کند. «اتوبوس دیر آمد!صف‌ طویل بود!ماشین توی‌ راه خراب شد و یا، یاهای دیگر وشاید از اینها هم بد و بدتر!آیا پیش وجدانت ناراحت‌ نبودی که مادر بیچاره‌ات را چشم بر در می‌نشاندی و خودت در خیابانها می‌ماندی‌ و آن چنان غزل می‌خواندی؟!آیا فکر نکردی که تو،ناموس و شرف خانواده‌ای‌ هستی؟!آیا راه و رسم زناشویی و خانه و زندگی تشکیل دادن در آبرو بردن و دست‌ نامحرمان فشردن است؟چه بگویم و چگونه بگویم که دخترانی مثل شما در حق‌ خانواده‌هایشان،چقدر جور و جفا روا می‌دارند!آیا این است پاسخ محبتها و مشقتهای پدر و مادر؟آیا این است معنی‌ افتخار برای ایل و تبار؟ چقدر نوشتم و خواندی که مال جان و ناموس،هر سه مهم هستند. تو را به راز داری دعوت می‌کنم و از شما می‌خواهم اسراری را که کسی روی‌ اعتماد در نزد شما دارد،فاش نسازی و کلوخ انداز را سنگ نیندازی و بدی را با بدی پاسخ ندهی!اما اگر آمد آن فردیاد کرد و اگر او دست از سرت برنداشت و باز هم‌ سر به سرت گذاشت!بدان که قانون حامی‌ توست و اعمال آن آقا جرم است و قانون‌ مجازاتهای سنگینی را برای این قبیل آدمها (به شرط راست بودن ادعاهای شما)در نظر گرفته است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.