Skip to main content
فهرست مقالات

دادرسی و حکایتهای تاریخی

کلید واژه های ماشینی : زایر جاسم، زن، سرور، طوفان، ولید، خدا، طوفان عبد الله، موهای زایر جاسم، هم‌لباس عبد الله، استاندار کوفه

خلاصه ماشینی:

"سه سال همانطور نشسته باشد،در تاریکی این قدر که حتی،توی‌ قاب عکس هم لبخند عبد الله کمرنگ‌تر شود. این هشت‌ سال،تو کجا بودی زن؟تو دیگر که هستی؟ عبد الله آیینه را با خودش برده؟دو رشته چین، زیر چشمها،زیر انگشتان لرزان،یک قطره‌ اشک،برای سالهای از دسته رفته. سرور جان برو به کناری،برو کنار در دختر،بابات‌ براهه ببین نیامد عبد اله!فکر کنی همه آنها خواب است که می‌بینی،با این همه،از صبح، راهرو را بروبی،قالی را بتکانی،چادر شب را، (به تصویرصفحه مراجعه شود) دادرسی و حکایتهای‌ تاریخی‌ تازیانه زدن بر استاندار خلیفهء سوم ولید بن عقبه،با قبیلهء«بنی‌ المصطلق»در جاهلیت بر سر ریخته شدن خون نزاع داشتند. وقتی‌ عبد الله به خلیفهء سوم شکایت کرد،به او نوشت: «تو خزانه‌دار ما هستی،کاری به ولید نداشته‌ باش. سرانجام خلیفهء سوم،عبد الله را عزل نموده و به‌ مدینه برد تا ولید در کوفه آزاد باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.