Skip to main content
فهرست مقالات

سفرنامه استانبول؛ در فاصله دو دنیا

گزارشگر:

(10 صفحه - از 126 تا 135)

کلید واژه های ماشینی : استانبول ، شهر ، مسجد ، آدم ، مالیخولیا ، ایاصوفیه ، سفرنامه استانبول ، نگاه ، حس ، مسجد آبی

خلاصه ماشینی:

"سنگینی تاریخ در این شهر چیزی است که انگار آدم‌ها یک بار با خودشان حل کرده‌اند و حالا دارند مثل یک‌ رفیق پیر بی‌آزار کنارش زندگی می‌کنند. ژان‌ با تاکید می‌گوید که در فرانسه امکان ندارد کسی این‌ کار را بکند،همان‌طور که امکان ندارد کسی توی مترو جایش را به پیرمرد یا زن حامله‌ای بدهد؛کاری که‌ اینجا خیلی‌ها می‌کنند-راست می‌گوید،خودم بارها توی تراموا این منظره را دیدم-و دوباره تاکید می‌کند که این شهر مردمان خوبی دارد؛مردمی که بسفر به‌ آنها روح بزرگی داده است. همه جمله‌ها و پیغام‌ها یک بار ادا می‌شوند به امید اینکه آنکه شنوایش بوده،شنیده باشد و بعد شهر به‌ شلوغی مبهم خودش برمی‌گردد و به صداهای کوتاه و بلند دیگری که استانبول بدون آنها خودش نخواهد بود؛ صدای بوق کشتی‌ها؛صدای دستفروش‌ها که اول فکر می‌کنی دارند چیز عجیبی می‌گویند و بعد می‌فهمی‌ فقط دارند می‌گویند:سو؛یعنی آب،و اووو را می‌کشند. ممکن است دیوار به‌ دیوار آنها یک عینک‌فروشی با آخرین مدل‌های عینک‌ آفتابی‌ Gucci و DG یا یک خانه معمولی مسکونی‌ باشد ولی این چیزی از غرابت و سودایی بودن آنها کم‌ نمی‌کند؛از غرابت سنگ قبرهایی خاکستری،عمودی و بلند-شاید یک متر تا یک متر و نیم-با آیه‌هایی از قرآن‌ یا اشعاری به فارسی که در تنشان کنده‌کاری شده، همه آرمیده زیر سایه نمناک و فشرده درخت‌هایی‌ که بعد فهمیدم زیزفون‌اند. او معتقد است یک روح‌ غمگین خیالپرداز،یک‌جور مالیخولیا بر شهر استانبول، بر فرهنگ آن،موسیقی‌اش و هوایش مستولی است‌ و برای آن دو تحلیل دارد:یکی اینکه اصولا به خاطر فرهنگ تصوف،حزن،حالتی است که ما در این ناحیه‌ از زمین به آن افتخار می‌کنیم،پس حفظش می‌کنیم‌ و دیگر اینکه استانبول شهری است که بر ویرانه‌های‌ دو امپراتوری عظیم ساخته شده؛حتی بر ویرانه‌های‌ آنها هم نه،در درون آنها و در جوارشان."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)