Skip to main content
فهرست مقالات

سیمای فداکاران (15): نخستین سفیر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مصعب، اسلام، جوان، مرد، شهر، جوانان شهر مدینه سرگرم گفتگو، خدا، پدر و مادر، مردم، پیامبر اسلام

خلاصه ماشینی:

"پس از مدت کوتاهی بار شنیده شد که«مصعب» از زندان مادر فرار کرده و با نخستین گروه مسلمانان‌ مهاجر،به کشور«حبشه»رفته است‌1 *** جوان از زندگی اشرافی گریخته بود و دربدری‌ و محرومیت و ژنده‌پوشی و ساده‌پوشی را بر آن وضع‌ ترجیح داده بود،زیرا در این راه هدفی انسانی‌ را تعقیب می‌کرد و چنین می‌اندیشید که: «غنودن در آغوش ناز و نعمت و پوشیدن‌ لباسهای گران‌قیمت،موقعی لذت‌بخش‌ است که اجتماع نیز از آسایش برخوردار باشد و استثمارگرانحقوق آنان را به تاراج‌ نبرند و انسان با دیگران احساس خوشبخیتی‌ کند!» هنگامی‌که«مصعب»از حبشه بازگشت دیگر به خانه پدر و مادر خود راه نداشت و نمی‌خواست هم‌ به آن خانه بازگردد،زیرا در این صورت می‌بایست‌ به مسلک ارتجاعی آنان نیز بازگردد. مصعب نخستین کسی است که در مدینه نماز جماعت‌ بپا کرد و قرآن خواند و آن را به مردم یاد داد ازاین‌رو،او را«قاری»لقب دادند3 *** جنگ بدر که نخستین برخورد نظامی مسلمانان‌ و مشرکان بود،پایان یافت،در این نبرد«مصعب» پرچمدار سپاه اسلام بود و برادرش«ابو عزیز» یکی از پرچمهای سپاه مشرکان را دردست داشت‌ و به دست مسلمانان اسیر گردید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.