Skip to main content
فهرست مقالات

شراب قاصدک

معرف:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : شراب قاصدک ، درخت ، جوان ، زندگی ، پسرکی ، زیبا ، آسمان شب تابستانی ، بالون آتشی ، بوی زغال‌سنگ و منظرهء آتش ، زغال‌سنگ

خلاصه ماشینی:

"در این مسیر خود را در زیرزمینی یافتم که با پدرم بر سر چرخشت‌ شراب‌گیری کار می‌کردیم،و یا دیدم که در شب جشن استقلال در ایوان جلوی خانه هستیم و دارم به عمویم کمک می‌کنم که توپ‌ کوچک برنزی دست سازش را پر و شلیک کند... ]نوشت که چه‌طور ممکن است کسی در شهرک«وکه گان»(که من در آن کتاب اسم‌اش را «گرین تاون»گذاشتم)بزرگ شده و متوجه نشده باشد که بندرگاه انی‌ شهرک چه‌قدر کثیف بود و لنگرگاه حمل‌ونقل زغال سنگ و محوطهء ایستگاه قطار چه دلگیر. من او را ترک کردم و خوشبختانه هنوز زنده است و بعد از این همه سال مهری را که بین ما بود هنوز به یاد دارد. و یک خاطرهء پایانی: بالون‌های آتشی* آدم این‌روزها کمتر با آن‌ها روبه‌رو می‌شود،ولی در سال 5291، در ایالت ایلی نویز،این بالون‌ها هنوز وجود داشتند و یکی از آخرین‌ خاطرات من از پدربزرگ‌ام این است،که در ساعت‌های دیرگاه شب‌ جشن چهارم ژوئیه،من و پدربزرگ‌ام می‌رفتیم و بر چمن جلوی‌ خانه‌مان آتش کوچکی می‌افروختیم و آن بالون‌های کاغذی گلابی‌ شکل را که از نوارهای سرخ و سفید و آبی نقش داشت از هوای گرم پر می‌کردیم و آن حضور روشن فرشته‌وارهء چشمک‌زن را در برابر ایوانی‌ که بر آن‌[خویشاوندانمان‌]صف کشیده بودند،چند لحظهء دیگر در دست‌هایمان نگاه می‌داشتیم و بعد،خیلی نرم رهایش می‌کردیم تا این چیزی که زندگی بود و روشنایی بود و رمزوراز بود در آسمان‌ تابستان بالا برود،برود و برفراز خانه‌هایی که تازه‌تازه آمادهء خواب‌ می‌شدند پرواز کند و برود به میان ستاره‌ها،شکننده و پر از شگفتی و زیبایی،همچون خود زندگی."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.