Skip to main content
فهرست مقالات

معیارهای سلامت روان

نویسنده:

(6 صفحه - از 8 تا 13)

چکیده:

تاکنون تعریف‌های متفاوتی از سلامت‌ روان ارائه شده است:فقدان بیماری،داشتن‌ تعادل عاطفی،سازش اجتماعی،احساس‌ راحتی و آسایش،یک‌پارچگی شخصیت، شناخت خود و محیط،خودواقعی بودن،عدم‌ ایفای نقش و بسیاری تعاریف دیگر.آن‌چه‌ در بررسی مفاهیم مختلف«سلامت روانی» دیده می‌شود،اختلاف نظرهایی است که بین‌ اندیشمندان و صاحب‌نظران روان‌شناسی و مشاوره وجود دارد.برخی از این نظریه‌پردازان‌ مانند آلپورت،اریک‌فرام،راجرز،مزلو،اریکسون، یونگ و فرانکل به جنبه‌ی سالم طبیعت آدمی‌ 2Lمی‌پردازند.این روان‌شناسان در تلاش برای‌ غنابخشیدن به شخصیت انسان‌اند و در مورد رشد روانی و کمال انسانی نگرش‌های منحصر به فردی عرضه می‌کنند.به اعتقاد آنان، سلامت روانی بسی بیش از نداشتن روان‌نژندی‌ یا روان‌پریشی است.روان‌کاوان بر استفاده‌ی‌ کم از مکانیسم‌های دفاعی و برقراری تعادل‌ بین سطوح سه‌گانه‌ی شخصیت با میانجی‌گری‌ «من»تأکید می‌کنند.رفتارگرایان به تشریح‌ نابه‌هنجاری یا بیماری روانی می‌پردازند و سپس نتیجه می‌گیرند که سلامت روان‌ در واقع مساوی با عدم بیماری روانی است. 3Lسیستمی‌ها به غنی‌سازی تعاملات اعضای‌ خانواده توجه دارند و یک‌پارچه‌نگرها استفاده‌ از شیوه‌های متعدد با توجه به وجود مختلف‌ شخصیت را پیشنهاد می‌کنند.براساس‌ تعریف سازمان بهداشت جهانی،سلامتی نه‌ فقط فقدان بیماری و نقص عضو است بلکه‌ حالت رفاه کامل جسمانی،روانی و اجتماعی‌ را نیز دربر می‌گیرد.

خلاصه ماشینی:

"سلامت روان به معنای هماهنگی‌ بین ارزش‌ها،علاقه‌ها،و نگرش‌ها در حوزه‌ی عمل افراد و در نتیجه،برنامه‌ریزی‌ واقع‌بینانه برای زندگی،و تحقق هدف‌مند مفاهیم زندگی است(9). ما نیز با نظریه‌ی او شروع می‌کنیم:در نظر فروید،انسان متعارف و سالم کسی‌ است که مراحل رشد روانی-جنسی‌8را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از این مراحل،بیش از حد تثبیت نشده باشد. به نظر فروید،شوخ‌طبعی بهترین‌ نوع مکانیسم دفاعی است،شوخ‌طبعی یک‌ استعداد استثنایی و نادر است که به ما اجازه می‌دهد در مواجهه با تنش به خود بگوییم:«نگاه کن،این است معنای دنیایی‌ براساس تعریف سازمان‌ بهداشت جهانی،سلامتی‌ نه فقط فقدان بیماری‌ و نقص عضو است بلکه‌ حالت رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی را نیز دربر می‌گیرد که ظاهرا خطرناک نامیده می‌شود؛مثل‌ بازی بچه‌هاست که خیلی خنده‌دار است» (کلینکه،ترجمه‌ی محمدخانی،2831). به عقیده‌ی فرانکل،جست‌وجوی هدف در خود،شکست خویش است؛بنابراین وی‌ هدف رشد و تکامل انسان را نه تحقق خود بلکه آن را چیزی فراتر از رفتن،جذب معنا و مفهومی‌شدن می‌داند و معتقد است که‌ در این صورت،خود نیز به طرز طبیعی و خودبه‌خود تحقق نمی‌یابد. به‌طور خلاصه‌ می‌توان گفت که شخص برخوردار از سلامت روان به معنای‌ هماهنگی بین ارزش‌ها، علاقه‌ها،و نگرش‌ها در حوزه‌ی عمل افراد و در نتیجه،برنامه‌ریزی‌ واقع‌بینانه برای زندگی،و تحقق هدف‌مند مفاهیم‌ زندگی است سلامت روانی به عقیده‌ی فرانکل دارای این‌ ویژگی‌هاست:1. این تکالیف‌ به قدری برای زندگی انسان مهم‌اند که‌ اختلال در هر یک از آن‌ها اغلب شاخص‌ اختلال روانی است(انجمن روان‌پزشکی‌ آمریکا،0002،به نقل از کوری،5002). از ویژگی‌های دیگر سلامت روان‌شناختی این است که فرد سالم به‌طور مرتب به بررسی ماهیت اهداف‌ و ادراک خود می‌پردازد و اشتباهاتش‌ را برطرف می‌کند."

کلیدواژه ها:

شخصیت ،فردیت ،سلامت روان ،معنای زندگی ،تعاملات ،تحقق خود ،یک‌پارچگی و علاقه‌ی‌ اجتماعی

کلید واژه های ماشینی:

سلامت روان ، روان ، بیماری ، فرانکل ، شخصیت ، راجرز ، انسان ، معیارهای سلامت روان ، روان‌شناسی ، زندگی


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.