Skip to main content
فهرست مقالات

شرح و نقد آراء لایب نیتس پیرامون رابطه نفس و بدن

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (26 صفحه - از 55 تا 80)

3-ترکیب نفس و بدن در سطح منادها انضمامی و در سطح پدیدارها اتحادی است و صحت این نظریه بر صحت نظریهء مناد و تعریفی مبتنی است که لایب نیتس در مورد نفس و بدن ارائه کرده است؛ 4-نفس برای تمام بدن حاضر است اما حضور آن به معنای انتشار نیست.در این مقاله این مسأله مورد بحث قرار گرفته است که نفس و بدن در فلسفهء لایب نیتس از یک‌ جنسند یا نه و آیا در یکدیگر تأثیر و تأثر دارند و انطباق آنها چگونه تبیین می‌شود؛به عبارت‌ دیگر،آراء لایب نیتس پیرامون ارتباط نفس و بدن بررسی و نقد شده است.به این منظور برخی مقالات لایب نیتس،خصوصا منادولوژی و گفتار دربارهء مابعد الطبیعه و بعضی از نامه‌های او نظیر نامه‌های او به کلارک و آرنو و همچنین آثار شارحین او از قبیل شرح لاتا، راسل و ایشیگورا به دقت مطالعه شده و مطالب مربوط به رابطهء نفس و بدن استخراج و سپس‌ تجزیه و تحلیل و نقد شده و این نتایج به دست آمده است: 1-از نظر لایب نیتس نفس و بدن هر دو از یک جنسند:نفس مناد حاکم و بدن مجموعهء بی‌ نهایت مناد تابع است؛اما با این نظریهء لایب نیتس نمی‌توان موافقت کرد؛زیرا هیچ برهانی برای‌ اثبات مناد وجود ندارد و لازمهء مناد حاکم بودن نفس این است که در برخی موارد بدن باید نفس محسوب می‌شود؛ 2-میان نفس و بدن در فلسفهء لایب نیتس هیچ تأثیر و تأثری وجود ندارد و انطباق آنها صرفا با اصل هماهنگی پیشین بنیاد تبیین می‌شود،ولی این نظریه مستلزم قول به جبر و از دست‌ رفتن بهترین دلیل اثبات نفس است؛

خلاصه ماشینی:

"به این منظور برخی مقالات لایب نیتس،خصوصا منادولوژی و گفتار دربارهء مابعد الطبیعه و بعضی از نامه‌های او نظیر نامه‌های او به کلارک و آرنو و همچنین آثار شارحین او از قبیل شرح لاتا، راسل و ایشیگورا به دقت مطالعه شده و مطالب مربوط به رابطهء نفس و بدن استخراج و سپس‌ تجزیه و تحلیل و نقد شده و این نتایج به دست آمده است: 1-از نظر لایب نیتس نفس و بدن هر دو از یک جنسند:نفس مناد حاکم و بدن مجموعهء بی‌ نهایت مناد تابع است؛اما با این نظریهء لایب نیتس نمی‌توان موافقت کرد؛زیرا هیچ برهانی برای‌ اثبات مناد وجود ندارد و لازمهء مناد حاکم بودن نفس این است که در برخی موارد بدن باید نفس محسوب می‌شود؛ 2-میان نفس و بدن در فلسفهء لایب نیتس هیچ تأثیر و تأثری وجود ندارد و انطباق آنها صرفا با اصل هماهنگی پیشین بنیاد تبیین می‌شود،ولی این نظریه مستلزم قول به جبر و از دست‌ رفتن بهترین دلیل اثبات نفس است؛ 3-ترکیب نفس و بدن در سطح منادها انضمامی و در سطح پدیدارها اتحادی است و صحت این نظریه بر صحت نظریهء مناد و تعریفی مبتنی است که لایب نیتس در مورد نفس و بدن ارائه کرده است؛ 4-نفس برای تمام بدن حاضر است اما حضور آن به معنای انتشار نیست."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.