Skip to main content
فهرست مقالات

مآخذ برخی از داستانهای هفت اورنگ - 2

معرف:

ISC (52 صفحه - از 793 تا 844)

کلید واژه های ماشینی : حکایت ، ملک ، پیر ، عشق ، مرد ، غلام ، ماهی ، یوسف ، حق ، تصحیح

خلاصه ماشینی:

"» ب-از بوستان80/ {Sشنیدم که یک هفته ابن السبیل#نیامد به مهمانسرای خلیل# ز فرخنده خوبی نخوردی بگاه#مگر بینوایی درآید ز راه# برون رفت و هر جانبی بنگرید#بر اطراف وادی نظر کرد و دید،# به تنها یکی در بیابان چو بید#سر و مویش از برف پیری سپید# به دلداریش مرحبایی بگفت#به رسم کریمان صلایی بگفت# که‌ای چشمهای مرا مردمک#یکی مردمی کن به نان و نمک# نعم گفت و برجست و بنهاد گام#که دانست خلقش،علیه السلامS} {Sرقیبان مهمانسرای خلیل#به عزت نشاندند پیر دلیل# بفرمود و ترتیب کردند خوان#نشستند بر هر طرف همگنان# چو بسم الله آغاز کردند جمع#نیامد ز پیرش حدیثی به سمع# چنین گفتش ای پیر دیرینه روز#چو پیران نمی‌بینمت صدق و سوز# نه شرط است وقتی که روزی خوری#که نام خداوند روزی بری؟# بگفتا نگیرم طریقی بدست#که نشنیدم از پیر آذرپرست# بدانست پیغمبر نیک‌فال#که گبرست پیر تبه بوده حال# بخواری براندش چو بیگانه دید#که منکر بود پیش پاکان پلید# سروش آمد از کردگار جلیل#بهیبت ملامت کنای کای خلیل# منش داده صد سال روزی و جان#تو را نفرت آمد ازو یک زمان# گر او می‌برد پیش آتش سجود#تو با پس چرا می‌بری دست جود؟S} *سجة الابرار510/ حکایت آن شیخ صفی ابو تراب نسفی که در اثنای جهاد-بین الصفین- بالین استراحت نهاد {Sبو تراب آن گهر بحر شرف#کابرو یافت ازو خاک نسف..."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.