Skip to main content
فهرست مقالات

منظومه عرفانی سعدی در بوستان

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (40 صفحه - از 161 تا 200)

کلیدواژه ها :

سعدی ،بوستان ،فتوت ،تفکر عرفانی ،اندیشه های ملامتی

Sa‘di ،Bustān ،Mystical Thought ،Malāmati Views ،Fotowwat

کلید واژه های ماشینی : بوستان ، منظومۀ عرفانی سعدی ، تصوف ، عرفانی سعدی ، شعر ، حکایت ، ملامتی ، سعدی در بوستان ، فتوت ، شخصیت

سعدی از بزرگ ترین شخصیت های ادبی ایران در طول تاریخ شعر و ادب فارسی است که در مورد جنبه های مختلف شخصیت و شعر او کتب و مقالات متعدد نوشته شده است؛ اما آنچه این نوشته در پی طرح آن است، مسئله ای است که در نوشته های معاصران ما در باب سعدی کمتر بدان توجه شده است و آن، نشان دادن شخصیت معنوی و عرفانی سعدی در آثار او و به ویژه در بوستان است، بدین معنی که سعدی در این منظومه فقط از مفاهیم عرفانی استفاده نکرده است، بلکه فکر مسلط در این اثر، فکر عرفانی است و این مسئله به دلیل تربیت عرفانی سعدی و یا حتی اعتقاد به این گونه آموزه هاست؛ چیزی که در تلقی قدما از شخصیت سعدی نیز کاملا مشهود است. منظومه فکری سعدی در آثار او به ویژه در غزلیات و بوستان، منظومه عرفانی است و این سخن هرچند به معنی اعتقاد مسلم سعدی به جزئیات تصوف حداقل در تمام مراحل زندگی او نیست، نشان دهنده غلبه این تفکر در منظومه فکری اوست. بدین منظور این نوشته به بررسی منظومه عرفانی سعدی در بوستان و تطابق فکری سعدی با محورهای فکر عرفانی در بوستان پرداخته است و در آن، مباحثی چون تربیت عرفانی سعدی در نظامیه بغداد و اشاره تذکره نویسان درباره شخصیت معنوی سعدی و نیز محورهای عمده تفکر عرفانی در ضمن حکایات بوستان مطرح شده است.

خلاصه ماشینی:

"ص 114؛دیوان حافظ،ص 96) سعدی در دیباچۀ بوستان در این باره چنین می‌گوید: {Sبدرد یقین پرده‌های خیال#نماند سراپرده الا جلال#دگر مرکب عقل را پویه نیست#عنانش بگیرد تحیر که ایستS}(بوستان،ص 35) نیز: {Sره عقل جز پیچ در پیچ نیست#بر عارفان جز خدا هیچ نیستS}(همان،ص 109) نیز این ابیات در معنی استیلای عشق بر عقل: {Sچو بر عقل دانا شود عشق،چیر#همان پنجۀ آهنین است شیر#تو در پنجۀ شیرمرد اوژنی#چه سودت کند پنجۀ آهنی؟#چو عشق آمد از عقل دیگر مگوی#که در دست چوگان اسیر است گویS}(همان،ص 107) 4. ک:دیوان حافظ،ص 212)سعدی در غزلیاتبدین‌گونه بیان کرده است: {Sبه جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست#عاشقمم بر همه عالم که همه عالم از اوستS}و در بوستان در این باره چنین می‌گوید: {Sخوشا وقت شوریدگان غمش#اگر زخم ببینند و گر مرهمش#گدایانی از پادشاهی نفور#به امیدش اندر گدایی صبور#دمادم شراب الم درکشند#وگر تلخ بینند دم درکشند#نه تلخ است صبری که بر یاد اوست#که تلخی،شکر باشد از دست دوست#اسیرش نخواهد رهایی ز بند#شکارش نجوید خلاص از کمند#ملامت کشانند مستان یار#سبک‌تر برد اشتر مست،بارS}(بوستان،ص 100) 7. حکایت منقول در باب هفتم بوستان: {Sیکی پیش داود طایی نشست#که دیدم فلان صوفی افتاده مست#قی آلوده دستار و پیراهنش#گروهی سگان حلقه پیرامنشS} {Sچو پیر از جوان این حکایت شنید#به آزار از او روی درهم کشید#زمانی برآشفت و گفت ای رفیق#به کار آید امروز،یار شفیق#برو ز آن مقام شنیعش بیار#که در شرع تهی است و در خرقه عار#به پشتش درآور چو مردان که مست#عنان سلامت ندارد به دست#نیوشنده شد زین سخن تنگدل#به فکرت فرو رفت چون خر به گل#نه زهره که فرمان نگیرد به دوش#نه یارا که مست اندر آرد به دوش#زمانی بپیچید و درمان ندید#ره سرکشیدن ز فرمان ندید#میان بست و بی‌اختیارش به دوش#درآورد و شهری بر او عام جوش#یکی طعنه می‌زد که درویش بین#زهی پارسیان پاکیزه دین..."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.