Skip to main content
فهرست مقالات

داستان آموزنده: آنجا که نمک می گندد

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : معاویه ، سعاد ، جوان ، مروان ، خلافت ، کاخ ، نامه معاویه به مروان حکم ، طلاق ، مروان حکم ، مروان حکم فرماندار

خلاصه ماشینی:

"معاویه از مشاهده این حال سخت متأثر شد و گفت:مروان ظلم کرده و نسبت بناموس‌ مسلمانان خیانت ورزیده است و سپس دستور داد بوی بنویسند: مروان!شنیده‌ام نسبت بحقوق رعیت تجاوز کرده‌ای!پرده حرمت ایشان دریده‌ و حدود دین و آئین را نادیده گرفته‌ای،تو نمیدانی که فرماندار را نشاید که توسن شهوت‌ بتازد و نسبت بناموس مسلمانان خیانت ورزد؟!سپس اشعاری بدین مضمون نگاشت: مرتک خلاف بزرگی شده‌ای که سخت بیسابقه بوده است!پناه بر خدا از جور و ستم‌ مرد زناکار!پیش از این تو لباس سالوس و ریا در بر کرده بودی و بدان زاهد وارسته میمانستی‌ که جز با کتاب قرآن سروکار ندارد ولی جوان عرب نزد ما آمد و پرده تزویر و ریای تو را پاره‌ کرد و گفتی‌ها را گفت و اکنون بخدا سوگند یاد کرده و با وی عهد و پیمان بسته‌ام که اگر دست از همسر این جوان نکشی ترا قطعه‌قطعه نموده جز با مرگ جزایت را ندهم!"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.