Skip to main content
فهرست مقالات

پاسخ به شبهه های احمد الکاتب در موضوع احادیث دوازده امام (2)

نویسنده:

ISC (32 صفحه - از 35 تا 66)

کلیدواژه ها :

احادیث دوازده امام ،شبهه‌های احمد الکاتب ،شبهه در امامت ،شبهه‌های مهدوی ،تولد و وجود امام زمان ،احادیث دوازده امام( ،تولد و وجود امام زمان(

کلید واژه های ماشینی : امام ، حدیث ، روایت ، شیخ صدوق ، الأئمة ، کتاب ، جعفر بن‌محمد بن‌علی بن الحسین ، أمیرالمؤمنین ، رسول‌الله ، محمد بن‌علی بن الحسین

شیعیان و اهل‌تسنن احادیثی را به تواتر روایت کرده‌اند که بنابر آنها، پیامبر( جانشینان خود را دوازده نفر خوانده است. این احادیث که از دلایل اثبات تولد و وجود حضرت حجة‌ بن الحسن العسکری( به شمار می‌روند، به اختصار «احادیث دوازده امام» (خلیفه) نامیده می‌شود. البته برخی از روایت‌های اهل‌تسنن و اکثر روایت‌های شیعیان علاوه بر شمار جانشینان، اسامی، صفات و ویژگی آنان را نیز بیان کرده‌اند. معرفی قائم دوازدهم، خبر از غیبت و کیستی پدر و جد ایشان، از مهم‌ترین نکاتی است که این روایت‌ها بدان‌ها پرداخته‌اند.این احادیث به دو گونه بر تولد و وجود حضرت حجت( دلالت دارند: یکی به صورت عام یعنی استدلال به همان عدد دوازده که شیعه و سنی بر آن اتفاق دارند و دیگری، استدلال به اسامی، صفات و مشخصاتی که در متن روایات آمده و بنابر آنها، امام دوازدهم همان قائم( یاد شده است.احمد الکاتب در پی انکار وجود حضرت حجة‌ بن الحسن العسکری( شبهاتی را درباره احادیث دوازده امام درافکنده است. وی این احادیث را جعلی و ساخته قرن چهارم یاد می‌کند تا از این‌رو، استناد به این احادیث را ناپذیرفتنی خواند

خلاصه ماشینی:

"نکته بعدی این‌که عبارت مورد استدلال برای سیزده امام، در روایتی که مرحوم کلینی در همین باب نقل کرده و مربوط به همین جریان است، نیامده و این نکته نشان می‌دهد این عبارت معلوم نیست در کلام امام آمده باشد و این استدلال به سیزده امام را به شدت سست می‌کند و آن را به حد استدلال به یک نسخه بدل فرو می‌کاهد: عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن أبیه، عن عبدالله بن القاسم، عن حنان بن السراج، عن داود بن سلیمان الکسائی، عن أبی‌الطفیل قال: شهدت جنازة أبی بکر یوم مات وشهدت عمر حین بویع وعلی( جالس ناحیة فأقبل غلام یهودی جمیل الوجه بهئ، علیه ثیاب حسان وهو من ولد هارون حتی قام علی رأس عمر فقال: یا أمیرالمؤمنین أنت أعلم هذه الأمة بکتابهم وأمر نبیهم؟ قال: فطأطأ عمر رأسه، فقال: إیاک أعنی وأعاد علیه القول، فقال له عمر: لم ذاک؟ قال إنی جئتک مرتادا لنفسی، شاکا فی دینی، فقال: دونک هذا الشاب، قال: ومن هذا الشاب؟ قال: هذا علی بن أبی‌طالب ابن عم رسول الله( وهذا أبوالحسن والحسین ابنی رسول الله( وهذا زوج فاطمة بنت رسول الله(، فأقبل الیهودی علی علی( فقال: أکذاک أنت؟ قال: نعم، قال: إنی أرید أن أسئلک عن ثلاث وثلاث وواحدة، قال: فتبسم أمیرالمؤمنین( من غیر تبسم وقال: یا هارونی ما منعک أن تقول سبعا؟ قال: أسئلک عن ثلاث فإن أجبتنی سئلت عما بعدهن وإن لم‌تعلمهن علمت أنه لیس فیکم عالم، قال علی(: فإنی أسئلک بالإله الذی تعبده لئن أنا أجبتک فی کل ما ترید لتدعن دینک ولتدخلن فی دینی؟ قال: ما جئت إلا لذاک، قال: فسل قال: أخبرنی عن أول قطرة دم قطرت علی وجه الأرض أی قطرة هی؟ وأول عین فاضت علی وجه الأرض، أی عین هی؟ وأول شئ اهتز علی وجه الأرض أی شئ هو؟ فأجابه أمیرالمؤمنین( فقال له: أخبرنی عن الثلاث الآخر، أخبرنی عن محمد کم له من إمام عدل؟ وفی أی جنة یکون؟ ومن ساکنه معه فی جنته؟ فقال: یا هارونی إن لمحمد اثنی عشر إمام عدل، لا یضرهم خذلان من خذلهم ولا یستوحشون بخلاف من خالفهم وإنهم فی الدین أرسب (أثبت) من الجبال الرواسی فی الأرض ومسکن محمد فی جنته معه أولئک الاثنی عشر الإمام العدل، فقال: صدقت والله الذی لا إله إلا هو إنی لأجدها فی کتب أبی‌هارون، کتبه بیده وإملاء موسی عمی(، قال: فأخبرنی عن الواحدة، أخبرنی عن وصی محمد کم یعیش من بعده؟ وهل یموت أو یقتل؟ قال: یا هارونی یعیش بعده ثلاثین سنة، لا یزید یوما ولا ینقص یوما، ثم یضرب ضربة ههنا یعنی علی قرنه فتخضب هذه من هذا قال: فصاح الهارونی وقطع کستیجه (بضم الکاف والسین المهملة وتاء مثناة فوقانیة ویاء مثناة تحتانیة وجیم: خیط غلیظ یشد فوق الثیاب دون الزنار) وهو یقول: أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له وأشهد أن محمدا عبده ورسوله وأنک وصیه، ینبغی أن تفوق ولا تفاق وأن تعظم ولا تستضعف، قال: ثم مضی به علی( إلی منزله فعلمه معالم الدین."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.